هر روز بهتر می شویم، اگر روحیه و امید داشته باشیم. (روزنوشتهای سید محمد اعظمی نژاد)
میوه آفت زده سلامتی مردم
دوشنبه 1394/07/27 ساعت 10:59 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

هرچه قدر تلاش کردم موفق نشدم که از نگاشتن این سطور منصرف شوم! اصولاً حال من از دیدن مردم رنجوری که ناخواسته لباس عافیت خود را از دست داده اند، به هم می ریزد. 
قبلاً نیز درباره سلامت، در همین جا، مطلبی با عنوان «سلامت،مطالبه ای قانونی»نوشته ام. اما هربار که در بین جماعتی حاضر می شوم که بی هیچ اختیاری در مسیر بیماری قرار گرفته اند، بی اختیار غصه دار می شوم. 
وقتی نگاه نگران زن جوانی را نظاره می کنی که بی هیچ امیدی به مادر رنجور خود که در حال شیمی درمانی می نگرد، وقتی مرد پنجاه ساله ای به دلیل MS توان سخن گفتن ندارد. 
شاید برای شما جالب باشد که بدانید با وجود وضعیت اقتصادی فعلی که اغلب صنایع با چالش های جدی روبرو هستند، کسب و کار حوزه سلامت و درمان حسابی سکه است. از خدمات پزشکی و درمان، تولید و واردات دارو، مراکز عسکبرداری MRI و... 
البته این یک برداشت نیست، به عنوان کسی که با کسب و کارهای مختلفی در حال تعامل و همکاری هستم، این موضوع را به صورت ملموس مشاهده کرده ام. 
فکر می کنید چه اتفاقی افتاده است؟! ما در حال چیدن میوه ای هستیم که طی چند سال گذشته به دلایل معلوم حسابی آفت زده است. 
و اکنون نتیجه بدست آمده آن است که درصد زیادی از مردم با بیماری های مختلف دست به گریبان هستند، انواع سرطان های مختلف، بیماری های شدید تنفسی، ناراحتی های گوارشی و ...
در همین وب سایت نوشتم، نقش خودمراقبتی در سلامت زیاد است. اما پارازیت ماهواره ای طی سالهای گذشته تاکنون، آلودگی هوای ناشی از بنزین های تولیدی پتروشیمی طی سال های گذشته و خیلی عوامل محیطی دیگر از دایره نفوذ خودمراقبتی خارج است. 
از طرفی برای جبران این اتفاق دولت ناگزیر می شود بودجه کلانی صرف سلامت کشور کند، بودجه ای می توانست به جای درمان مردمان بیمار و از کار افتاده به پیشگیری و سلامت نیروی کار کشور برای بهره وری منجر شود. انگار که در یک دور باطل افتاده ایم، جایی پارازیت ماهواره ساطع و مردم سرطان می گیرند و در جایی دیگر برای هزینه درمان آنها بودجه اختصاص می یابد. 
لیاقت و حق هر انسان، سلامت، شادی و زندگی با کیفیت است. امیدوارم همه مردمان کشور من همیشه در سلامت و امنیت باشند و این میسر نمی شود مگر با عقلانیت، اتخاذ تصمیمات درست در سطح کلان و خرد. 
سالم و شاد باشید. 
سید محمد اعظمی نژاد
تهران-27 مهر 1394 



برچسب‌ها: مردم , سلامت , مدیریت ,

بازخوانی یک یادداشت!
شنبه 1394/07/25 ساعت 11:10 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

این یادداشت 2 سال پیش  وب سایت hrjournalist نگاشته شده است. قضاوت اینکه چه قدر بر این چالش ها طی این 2 سال فائق آمده ایم، با تک تک ما. یادمان باشد همه ما مسئولیم: 

---------------------------------------

یادداشت مهر 1392

برای نوشتن این سطور مردد بودم

به نظرم با مجموعه ای از چالشها مواجه هستیم که اگر اقدام به هنگامی نکنیم، تقریبا غیرقابل حل خواهند شد

چالش اول- چالش اخلاق مداری در جامعه

کافی است که یکبار گذرتان به پرونده های قضایی افتاده باشد، در اینصورت یقین دارم عمیقاً آنرا حس کرده اید

خاطرم هست که تا همین چند سال پیش کسبه حرفشان سند بود، اما امروز زیر سند امضاء شده هم می زنند

چالش دوم-ناکارآمدی مدیریتی

با وجود اینکه با توجه به تغییرات اخیر بوجود آمده برای بهبود این موضوع اندکی امیدوارم، اما نمی توانم از آن به راحتی بگذرم. هرکسی که اندک  تعاملی که با سازمان ها و شرکتهای بزرگ دولتی، خصوصی، خصولتی(خصوصی-دولتی) داشته باشد می تواند اثرات این موضوع را به وضوح ببیند. بهره وری بسیار پایین سازمانها و شرکتها محصول مهم این چالش است

چالش سوم-موضوع خانواده ها 

تا همین یکی دو سال پیش دخل و خرج کارمندان با هم در تعادل حداقلی بود، می شد میزان رفت و آمد و ارتباطات خانواده به اندازه ای هست که نیازهای عاطفی و روانی خانواده ها را تامین کند

اما می توانید به سهولت دید که به چه میزان قابل توجهی این موضوع کم شده است

چالش چهارم-بی تفاوتی، بی هدفی و بی انگیزی 

تجربه این چالش را در اغلب کلاس های درس خود با جوانهای بین 20 تا 30 سال به خوبی داشته ام و چقدر برایم خوشحال کنند است که به اندازه دایره نفوذ افراد کلاس توانسته ام آنها را از این شرایط خارج کنم

اما برای اکثریت بقیه هم باید فکری کرد...

چالش پنجم-محیط زیست

آلودگی هوا، پارازیتهای زیبای ماهواره، ترافیک و...فقط باید در شهری مثل تهران زندگی کنید، تا معنای مرگ تدریجی را درک کنید

چالش ششم-اقتصاد بیمار، جامعه بیمار

شاید اگر نرخ تورم کشور مثل بسیاری از کشورها منطقی و مبتنی بر عقل بود، جامعه مجبور به تحمل هزارها پرونده مهریه(با توجه به رونقی که نرخ سکه داشت) و اقدام به اصطلاح دبه کردن در معاملات و صدها پرونده قضایی مربوط به معاملات ملکی و ... نمی شد. صرفنظر از صدمات مالی ناشی از این چالش، صدمات روحی، روانی و عاطفی که بر افراد و خانواده هایشان وارد می شود کاملا جبران ناپذیر است

چالش هفتم-تامین اجتماعی مبهم

اگر حتی فردی کارمند باشد و درست سر هر ماه حق بیمه را بسیار محترمانه و مقتدرانه از فیش حقوقی اش کسر کنند یا کاسب کاری دست به جیب باشی، به گمان خیلی فرق نمی کند چرا که برای روزهای از کارافتادگی و پیری با ابهام مواجه هستی

در همین روزها هم اگر دچار دوا و درمان باشی، درک می کنید که چقدر سخت است، دارویی که برای مثال تا چند ماه پیش 30 هزار تومان قیمت داشت چگونه باید 120 هزار تومان تهیه کنید در حال حقوق شما همان ماهی مثلا 800 هزار تومان است

برای حل همه این چالشها و بقیه مواردی که ننوشتم، بسیار امیدوارم. به همان دلیل کلید

اما افسوسی و آهی که برایم باقی است تا قفلها باز شود چقدر دچار ضررهای مالی و جانی شده ایم

با این وجود باید امیدوار بود و حتما به اندازه دایره نفوذ برای حل این چالش ها اثر گذاشت

 


مرتبط با: نوشته های شخصی ,

برچسب‌ها: مدیریت , مردم , زندگی ,

درباره شبکه های اجتماعی!
جمعه 1394/07/24 ساعت 11:30 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
اگر از شما بخواهم تنها یک ساعت گوشی همراه خود را خاموش کنید، چه خواهید کرد؟ 
جرقه نگاشتن این سطور از یک مشاهده برای من ایجاد شد. چندی پیش در انتظار سبز شدن چراغ راهنمایی در یکی از خیابان های تهران، متوجه خودرو مجاور شدم. راننده مادر جوانی بود که در ثانیه های باقی مانده چراغ قرمز به شدت مشغول تلفن هوشمند خود بود. اما صحنه عجیب تر اینکه، دختربچه 2 یا 3 ساله ای  روی صندلی کودک و با عینکی بر چشمان غرق در بازی با یک تبلت بود! 
1- حتی در پیشرفته ترین کشورها، از نظر تکنولوژی، نحوه استفاده از تلفن همراه اینگونه نیست! اگر نگاهی به کیفیت زندگی خود کنیم، در می یابیم ارتباطات کلامی و عاطفی جای خود را به شبکه های اجتماعی داده است. حتی این روزها همسران ایرانی استفاده از شبکه های اجتماعی به ارتباطات کلامی ترجیح می دهند! 
به گمان من شبکه های اجتماعی در حال پر خلاء های مهارتی اغلب ما در ارتباطات بین فردی است. 
2- شبکه های اجتماعی،  تبدیل به مکانی برای تخلیه روانی افراد، پرکردن وقت و سرگرمی شده است. همین الان محاسبه کنید چه قدر از وقت خود را در شبکه های اجتماعی هستید؟! اگر این زمان بیش از نیم ساعت باشد-که حتماً هست!- یک آسیب دیده شبکه مجازی هستید. چرا که هریک از ما می تواند به جای اختصاص این وقت، زمان خود را به مطالعه، برنامه ریزی، ورزش و خیلی فعالیتهای مناسب تر بگذارد. 
3- من باور دارم شبکه های اجتماعی ابزاری قدرتمند برای کسب و کار و درآمد و تولید ثروت است. کاربردی که به ندرت در کاربران ایرانی مشاهده می شود! شاید اگر برای بازاریابی روز 2 ساعت نیز وقت اختصاص یابد، مناسب است، چرا بازگشت این سرمایه گذاری زمانی تولید ثروت است. 
گاهی باید ایستاد و نگاه کرد که با خود چه می کنیم. باید تعادل کامل را جنبه های مختلف زندگی حفظ کنیم، تا بتوانیم زندگی با کیفیتی داشته باشیم. 
شاد و موثر باشید. 
سید محمد اعظمی نژاد 
تهران-جمعه 25 مهرماه 1394 


برچسب‌ها: بازاریابی , مردم ,

اقتصاد و بازار سرمایه نیازمند «اعتمادسازی»
دوشنبه 1394/07/13 ساعت 03:50 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )


به تازگی به یکی از دور افتاده ترین و محروم ترین شهرهای کشور سفر کاری داشتم. مطابق عادت همیشگی ام به بازار آن شهر سر زدم. سرکشی من به بازارهای اصلی شهر البته برای خرید سوغات نیست. بلکه با هدف بررسی وضعیت کسب و کار، وضعیت تراکنش و معاملات و میزان حضور مردم در بازار است.

البته مطابق با پیش بینی میزان حضور مردم در ساعت پیک خرید-یا به اصطلاح بازاریان ساعت سرچراغ- در آن شهر به دلیل پایین بودن سرانه درآمد،قابل توجه نبود. به طور اتفاقی فروشنده یکی از مغازه ها بطور مشخص مردی باهوش و کنجکاو بود-با توجه سر و وضع ظاهری من- متوجه شد که بومی نیستم و احتمالاً از پایتخت آمده ام! از من پرسید:«آقا بالاخره چه اتفاقی می افته؟ ماشین بخریم یا نخریم؟! طلا چطور؟ یا اصلا ملک بخریم بهتر است؟ آخر می گویند بعد از برجام حسابی ارزونی میشه!!!»

شاید این رفتار، رفتار اکثریت مردمان ما در بازار سرمایه است. آنها که در بورس سرمایه گذاری کرده اند، به طور کامل شکست خورده اند، آنان که سرمایه خود را در ملک و طلا گذاشته اند نیز وضعیت بهتری ندارند. تنها امید خیلی ها به سود بانکی 20 تا 22 درصداست که آنها زمزمه کاهش آن به گوش می رسد.

تجار و بازاریان نیز دست به عصا حرکت می کنند. اجناس برخی از بازرگانان این روزها در انبار خاک می خورد چرا که مشتریان نیز خبر ندارند، فردای برجام چه اتفاقی می افتد.

شاید تعداد زیادی از جامعه-به اضافه درصد اندکی از کارمندان دولت- با سوالات زیر مواجه هستند: 

1- آیا بعد از اجرای توافق برجام، قیمت ها می شکند؟ 

2- آیا قرار است تحولات جدی در اقتصاد اتفاق بیافتد؟ خرید و فروش مسکن رونق پیدا کند؟ 

3- آیا نرخ دلار و ارز دوباره کاهش(یا افزایش!) اساسی خواهد داشت؟ 

4- وضعیت کالاهای واراداتی و عوارض گمرکی آنها چگونه خواهد بود؟ 

5- و ده ها پرسش دیگر

به نظر می رسد عدم ثبات و قطعیت در اقتصاد و بازار سرمایه، موجب کاهش اعتماد در جامعه شده است. شاید ادامه همین روند، نگهداری پول به روش های سنتی که مادربزرگ های قدیم داشتند(منظور همان نگهداری پول در متکا است) دوباره رایج شود.

من البته اقتصاد دان نیستم. لیکن بدون تردید اقتصاد این روزهای ما نیازمند اقداماتی  کلیدی برای زنده کردن اعتماد به آن است، اقداماتی که در سطح کلان و سیاستگزاری باید انجام شود.

 اما شاید به اندازه برنامه ریزی و اقدام، اطلاع رسانی مناسب به جامعه مهم است. چرا که اگر بازار نتواند اطلاعات مورد نیاز خود را از کانال های رسمی بدست آورد، این اطلاعات را از کانال های غیررسمی و شایعات تامین خواهد کرد

 



برچسب‌ها: اقتصاد , مدیریت , مردم ,

مسئله ای به نام «ظرفیت»
شنبه 1394/07/11 ساعت 10:03 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

پدربزرگ مرحوم من که البته عمر نسبتاً طولانی(حدود 125 سال) نیز داشت در اواخر عمر خود به من گفت:«از خدا بخواه، برای هر موقعیتی که برای تو به وجود می آید، به تو ظرفیت بدهد!». آن روزها خیلی درک این واژه برای من ساده نبود البته این روزها درگیر خود مسئله «ظرفیت» هستم

اما در فرهنگ دهخدا واژه ظرفیت به معنی گنجایش، وسع و استعداد آمده است. در فرهنگ فارسی معین این واژه، تحمل تعبیر شده است

 

1-       پیش نیاز کسب موفقیت های اجتماعی، شغلی و مالی «ظرفیت» استاگر در زندگی افراد مشهور(به اصطلاح امروزی ها celebrity ها) دقیق شوید، خواهید همه کسانی که بدون آمادگی ظرفیتی به موقعیت و موفقیتی دست یافته اند، رفتارهایی ناخوشایند از خود بروز می دهند به طوری بی کفایتی از آن نمایان می شود

مصادیق زیادی از این موضوع در دسترس همه ما وجود دارد

دکتر مصطفی چمران در یکی از دستنوشته های خود در تاریخ می-1960 در آمریکا چه زیبا نگاشته است

«من هرگاه مفتون هرچیزشده ام،دراعماق دل خود به توعشق ورزیده ام ،بنابراین ای خدای بزرگ،توازاین نظرمراسرزنش مکن.فقط ظرفیت وشایستگی عطاکن تاهرچه بیشتربه تونزدیک شوم ودرراه درازی که به سوی بوستان بی انتها وابدی تودارم،این سبزه هاوخزه های ناچیزنظرمرا جلب نکندوازراه اصلی بازندارند.

دردنیا به چیزهای کوچکی خوشحال می شوم که ارزشی ندارندوازچیزهایی رنج می برم که بی اساسند.این خوشحالی ها وناراحتی ها دلیل کم ظرفیتی من است.

2-       آزمایش ها، سختی ها و دشواری های زندگی نیازمند«ظرفیت» است. شکل دیگر ظرفیت در ما انسان ها اما، توان و تحمل دشواری ها و سختی در زندگی است.

در طول زندگی همه ما انسان ها اتفاقات و ابتلاهای زیادی رخ می دهد. گاه سردرگم می شویم، گاه ناامید می گردیم و در بسیاری از مواقع به پیش می رویم.

خداوند در قرآن فرموده است: لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلا وُسْعَهَا (بقره/286) ما تکلیف به اندازه وسع می نماییم، تکلیف مالایطاق از خداوند حکیم محال است، لذا آزمایش باید به اندازه ظرفیت وجود آزمایش شونده باشد. 

 

از خدا می خواهم «ظرفیت» لازم را به همه ما انسان ها اعطا نماید.

سیدمحمد اعظمی نژاد

12 مهرماه 1394-تهران


مرتبط با: نوشته های شخصی ,

برچسب‌ها: مردم ,



 
نظر سنجی
به نظر شما نقش هریک از ما برای بهبود کیفیت زندگی خود در کشور چقدر است؟





دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Instagram