هر روز بهتر می شویم، اگر روحیه و امید داشته باشیم. (روزنوشتهای سید محمد اعظمی نژاد)
شواهدی از جنس هشدار در سلامت روان جامعه
چهارشنبه 1394/12/12 ساعت 09:01 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

سال ها پیش در یکی از نوشتارهای پائولوکوئیلو داستانکی خواندم که در ذهن من حک شده است، داستانک اینگونه است: 
یک افسانۀ صحرایی ، از مردی می گوید که می خواست به واحۀ دیگری مهاجرت کند ، و شروع کرد به بار کردن شترش . فرش هایش ، لوازم پخت و پز و صندوقهای لباسش را بار کرد و حیوان همه را پذیرفت . وقتی می خواستند به راه بیفتند ، مرد پر آب زیبایی را به یاد آورد که پدرش به او داده بود .

پر را برداشت و بر پشت شتر گذاشت . اما با این کار ، جانور زیر بار تاب نیاورد و جان سپرد .

حتماً مرد فکر کرده است : شتر من حتی نتوانست وزن یک پر را تحمل کند! 

عقل و منطق-البته به نظر نگارنده!- این گونه می گویدکه وقتی بروز یک ایراد یا خطا دچار تکرار پذیری می شود، فرایندها باید به طور دقیق بررسی و بازنگری شوند تا از تکرار اشکالات و مسایل پیشگیری نمود. 
به گمان من در مسایل اجتماعی نیز این موضوع مصداق دارد. من البته جزء معدود افرادی هستم از صفحات و اخبار ناخوشایند به سرعت عبور می کنم و غیر از برداشت ها و تحلیلهای مورد نیاز وقت بر روی آنها صرف نمی کنم. 
اما متاسفانه طی روزهای اخیر-که شاید منتهی به پایان سال است- خبرهایی از موارد خودکشی منتشر شده است. 
4 ساعت پیش - خودکشی یک کارمند خانم شهرداری تهران پس از خروج از دفتر مدیرش(با پریدن از پنجره ساختمان!)
9 ساعت پیش - خودکشی همزمان سه خواهر میانسال(با بازگذاشتن شیرگاز شهری!) 
چند روز پیش-خودکشی مرد میانسال در مترو 
چند روز پیش تر-خودکشی زن جوان در مترو 
و...

آنچه مسلم است تکرار پذیری این آسیب جدی در جامعه معلولی از مجموعه علت هایی که باید در سریع ترین زمان ممکن شناسایی و برطرف گردد. 
امیدوارم جامعه شناسان و مردم شناسان، روانشناسان فرهیخته کشور برای آسیب شناسی و ارائه راه حل های فوری وارد عمل شوند. به هرحال آنچه به وقوع پیوسته است شواهدی از جنس هشدار در سلامت روان جامعه است. 

پی نوشت: از امروز عصر که شنیدم آن کارمند پس از خروج از دفتر مدیر چنین اقدامی کرده است، به این فکر می کنم که چه قدر خوب خواهد بود که هر یک از مدیران بدانند که ممکن است فردی که به عنوان زیردست با او کار می کند آنقدر تحت فشار باشد که حتی ممکن است به چنین اقدامی دست بزند یا شاید هم با خود فکر کنیم او حتی تحمل یک پر هم نداشت! 

مرتبط با: نوشته های شخصی ,


رفتار خرید در روزهای پایان سال!
شنبه 1394/11/24 ساعت 08:28 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
 
هرچند انتشار این نوشتار در چرکنویس های آماده ارسال کمی به تعویق افتاد و حتی ممکن است ارسال آن کمی دیر شده باشد، اما شاید خواندن آن خالی از لطف نباشد. 
مشابه تمام نقاط دنیا، رفتار مصرف مردمان ما در نزدیکی عید سال نو قابل پیش بینی است! و به همان میزان رفتار فروش کسبه غیرقابل پیش بینی! 
اجازه دهید با هم مروری سریع داشته باشیم: 
صحنه اول- زمان یکی از آخر هفته های نزدیک به پایان سال (مثلا پنج شنبه یا جمعه) است. تقریبا در نزدیکی تمام مراکز خرید شناخته شده که به دلیل پایان سال حراج هماهنگ هم برگزار کرده اند، تردد خودروها به کندی صورت می گیرد، پیدا کردن محلی برای پارک خودرو اولین قسمت از داستان خرید است! لطفا" همین هفته به چهره های افراد خانواده در داخل خودروها به خوبی دقت کنید. این افراد قرار است لدت خرید سال نو را تجربه کنند!
احتمالا پس از بالاخره 30 تا 45 دقیقه براساس شانس و اقبال و امدادهای غیبی محلی برای پارک خودرو یافت می شود. 

صحنه دوم- داخل مرکز خرید ازدحام جمعیت است. در این صحنه چند گروه از افراد دیدنی هستند:
گروه اول- افرادی که با هدف مشخص و برای خرید کالای معلوم به مرکز خرید آمده اند. البته به گمان من تعداد این افراد در این زمان از خرید انگشت شمار است چرا که افراد منظم و با برنامه در اینگونه یافت می شوند. تنها دلیل حضور این گروه خرید از فروشگاه های برندی است که حراج دارند. 
گروه دوم- افرادی که از نوع کالا آگاه و در برند آن تردید دارند. شرایط برای این گروه دشوارتر است. چون باید وقت زیادی را در میان این ازدحام برای پیدا کردن کالای مورد نظر خود صرف کنند. 
گروه سوم-افرادی که فقط می دانند باید برای سال نو خرید کنند! این افراد طعمه لذیذ فروشندگان هستند! 
پی نوشت1: بی تردید تیپ شخصیتی افراد در رفتار خرید آن کاملا" موثر است. اگر بر مبنای مدل DISC صحبت شود. کار خرید برای افراد گروه I و گروه D بسیار آسان است و شاید با رفتن اولین یا دومین فروشگاه کار را تمام کنند! 
صحنه سوم- جنس فروخته شده پس گرفته نمی شود! 
به همین سادگی! کافی است در این فضای پراسترس و پرهمهمه در انتخاب خود اشتباه کنید. کار تمام است. صاحب اول و آخر آنچه خریده اید خود شما هستید! 
حتی در معتبرترین فروشگاه ها نیز در این روزها این تابلو دیده می شود. اگر باور نمی کنید همین هفته که شما نیز که مانند بخش بزرگی از جامعه رفتار می کنید به این فروشگاه ها دقت کنید!
صحنه چهارم- لذت خرید، قطعه فراموش شده خرید این روزها! برای این موضوع توضیح اضافه ای نیاز نیست. لطفا به چهره انسانهایی که در همان حوالی می بینید کمی دقت کنید(البته لطفا به آنها زل نزنید!) بعد شما نیز با نگارنده هم عقیده می شوید. 

پی نوشت2: خرید پایان سال برای بسیاری از ما به واسطه فرهنگ و سنت به جا مانده نشان از تازگی دارد. اما بی گمان با برنامه ریزی مناسب می توان آن را بهینه نمود. 
پی نوشت3:  خیلی از ما همزمان که  در این روزها خریدار هستیم، به عنوان فروشنده نیز ایفای نقش داریم. باید به اهالی کسب و کار این سفارش جدی را یادآوری کرد که: بهتر است چرخه معیوب زرنگی و رندی را متوقف کنیم. چرا که اگر هر یک از ما به عنوان فروشنده به خریداران خود بی انصافی کنیم، به زودی خود در این چرخه به عنوان خریدار ظاهر شده و مورد ظلم و بی انصافی واقع می شویم. 





خدا هنوز از ما ناامیده نشده است!
سه شنبه 1394/11/20 ساعت 12:01 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

اپیزود اول-
یک روز سرد زمستانی است. از پیاده روی تا رسیدن به مقصد-که مسیری کوتاه تا آنجا باقی مانده-صرفنظر می کنم و سوار اولین خودروی شخصی می شوم. راننده پراید با استرس تلفن همراه خود را بر می دارد و تماس می گیرد. کسی که آن سوی خط است ظاهرا صاحب یک بوتیک زنانه است. فحوای کلامش که مستمر خواهش است خرید اقساط لباس زنانه برای همسر و دخترش است که می خواهند آخر هفته به عروسی خواهر همسرش بروند. جمع کل مبلغ 500 هزار تومان و در سه قسط قصد پرداخت دارد. آن مرد دقیقا" التماس می کرد و در نهایت نیز پاسخ مثبتی از فروشنده نگرفت. اشک چشمانش در آینده راننده کاملا" دیده می شد! 

اپیزود دوم- روزنامه جام جم گزارشی تکان دهنده با عنوان«بازار سیاه شاهدان دروغ» منتشر کرده است. گزارشی از افرادی که برای فروش شرافت خود دستمزدهای از چند میلیون تا میلیارد دریافت می کنند. روزگاری دست بر قرآن نهادن کار دشواری برای بسیاری از مردمان ما بود، اما اکنون چه اتفاقی افتاده است که این کسب و کار غیررسمی پر رونق است! 
پی نوشت: ماده 650 قانون مجازات اسلامی، مجازات سه ماه و یک روز تا دو سال حبس یا یک میلیون و ۵۰۰ هزار تا ۱۲ میلیون ریال جزای نقدی را در نظر گرفته است. بنابراین به نظر می رسد این افراد ریسک قابل قبولی می کنند! 
اپیزود سوم- امروز در تهران بارید، به گمانم خدا هنوز از ما ناامیده نشده است! 

تهران-بهمن 1394
سیدمحمد اعظمی نژاد 
کانال تلگرامی مدیریت و منابع انسانی @hrjournalist
ادمین @azaminejad



برچسب‌ها: مردم , اقتصاد , زندگی ,

مروری بر مطالب نگاشته شده گذشته در ارتباط با سلامتی در سایت hrjournalist
شنبه 1394/10/5 ساعت 09:56 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )




آرامش درونی..
سه شنبه 1394/09/17 ساعت 09:39 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
 
نظر سنجی
به نظر شما نقش هریک از ما برای بهبود کیفیت زندگی خود در کشور چقدر است؟





دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Instagram