تبلیغات
مدیریت و منابع انسانی - مطالب ابر مدیریت
هر روز بهتر می شویم، اگر روحیه و امید داشته باشیم. (روزنوشتهای سید محمد اعظمی نژاد)
هزینه فکر کردن!
یکشنبه 1394/10/27 ساعت 12:11 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

برچسب‌ها: موفقیت فردی , مدیریت ,

بازاریابی به دو ماراتن شبیه تر است!
دوشنبه 1394/10/21 ساعت 12:17 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
تفاوت های مهمی میان مسابقه دو سرعت و دو ماراتن وجود دارد. اما به گمان مهم ترین این تفاوت ها «سرعت» و «استقامت» است. 
مطابق با مطالعات انجام شده  که نتایج آن درنشریه ی«ژنومیکس فیزیولوژیکی» منتشر شده است، هر دونده ای توان حضور در مسابقات دو استقامت(ماراتن) را ندارد. فقط افرادی می توانند در این مسابقات موفق عمل کنند که توانایی های ذاتی داشته باشد. 
اما اگر بخواهیم شبیه سازی بین بازاریابی و مسابقات دو داشته باشیم می توان با قطعیت گفت بازاریابی دو ماراتن است و نه دو سرعت! 
1- در بازاریابی قرار است بتوانیم مسافتی طولانی با انرژی مناسب و قدرت کافی به سمت نقطه پایان حرکت کنیم. بازاریابی دویدن و به هدف رسیدن در 100 متر نیست! 
2- بازاریابی آمادگی و توانایی کامل می طلبد. بدون داشتن آمادگی های دانشی، تجربی و مهارتی بازاریابی در میانه راه می ماند. برای حضور در دو ماراتن نمی توان از فرد بدون آمادگی کامل و فوق العاده رسیدن به نقطه پایان داشت. شاید به همین دلیل است بسیاری در میانه راه بازاریابی می مانند! 
3- عزم و اراده راسخ برای رسیدن به موفقیت در بازاریابی( و دو ماراتن!) تعیین کننده است. این ویژگی متمایز کننده بین دوندگان دوی سرعت و دوی ماراتن است. 
پس بهتر است خود را برای دو ماراتن بازاریابی کاملا" آماده کنید!


مرتبط با: نوشته های شخصی ,

برچسب‌ها: بازاریابی , مدیریت ,

روباه یا خارپشت؟!
شنبه 1394/10/19 ساعت 10:36 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

ایزایا برلین طی رساله ای در سال 1953 با عنوان«خارپشت و روباه» جهان را به دو گروه خارپشت ها و روباه ها تقسیم نمود. 
مطابق با این گفته قدیم یونانی ها «روباه خیلی چیزها را می داند، اما خارپشت فقط یک چیز خیلی مهم را می داند!»
روباه موجودی مکار است. روش های مختلف و خلاقانه ای برای حمله به خارپشت از خود ابداع می کند، او هر روز در اطراف لانه خارپشت پرسه می زند و به نظر می رسد روباه زیبا، چالاک، زرنگ حتما" پیروز خواهد شد. اما خارپشت بدقواره فقط یک روش برای دفاع از خود می داند! به دور خود می پیچد و شبیه به کره پوشیده از خارهای تیز می شود و با خود فکر می کند:«باز پیدایش شد، آیا بالاخره درس می گیرد؟!» 
روش روباه تنوع و رویکرد خارپشت تمرکز است! 
سال 2000 نیز جیم کالینز در کتاب مشهور «از خوب به عالی» فصل مهمی به نام «مفهوم خارپشتی» ارائه کرده است. او اشاره می کند که طبق مطالعات شرکت های متعالی با رویکرد خارپشتی دارند. مفهوم خارپشتی از سه مولفه اصلی فعالیت زیر است:
- زمینه ای که به شدت به آن علاقه دارید. 
-زمینه ای که می توانید در آن بهترین عملکرد را داشته باشید. 
- عامل حرکت موتور اقتصادی شما. 

در کانال تعاملی مدیریت و منابع انسانی پرسش مهمی برای این هفته وجود دارد:  شما برای موفقیت فردی کدام رویکرد(خارپشت یا روباه) را ترجیح می دهید و چرا؟ 
لطفا" نظرات خود را در بخش دیدگاه های سایت www.hrjournalist.com یا از طریق تلگرام به آدرس @azaminejad ارسال نمایید. 

برچسب‌ها: مدیریت , موفقیت فردی ,

ارتباط با کارکنان...
جمعه 1394/10/18 ساعت 03:54 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
 روابط میان انسان ها همیشه دارای پیچیدگی های خاص خود است. به ویژه این موضوع در ارتباطات رئیس و مرئوس در اهمیت دوچندان برخوردار است. 
بسیاری از ما به تجربه ارتباطات نامناسب مافوق، ارزیابی های عملکرد غیرمنصفانه، موضع گیری ها و غرض ورزی های شخصی رئیس نسبت به مرئوس را در محیط های کار مختلف مشاهده و یا تجربه نموده ایم. 
یکی از خطرناک ترین خروجی های این رفتار ایجاد شرایطی دشوار ارتباطی میان رئیس و مرئوس است. حالتی که عمق اختلاف نظرها و کینه ورزی ها به جایی می رسد که یا تقریبا" برگشت پذیری ندارد و یا برای حل آن باید انرژی قابل توجهی مصرف کرد. 
این موضوع شباهت زیادی به حکایت زیر دارد که هرچند ممکن است برای مخاطبان تکراری باشد اما خواندن دوباره آن خالی از لطف نیست: 

چوپان فقیری کاسه‌ای شیر دوشید و کنار تخته سنگی گذاشت و دنبال کاری رفت. وقتی برگشت، کاسه را از شیر خالی و در آن سکّه‌ای گذاشته شده دید. این ماجرا تکرار شد و چوپان از این راه به نان و نوایی رسید. او روزی از روزها به کمین نشست تا ازکمّ و کیف ماجرا مطلع شود. ماری را دید که می‌آید، شیر را می‌خورد و به ازای آن سکّه‌ای در کاسه می‌اندازد و می‌رود. چندی که از ماجرا گذشت، چوپان با زنش عزم سفر زیارتی کردند و گله را به پسر برومند خود سپردند. ماجرا در غیاب چوپان همچنان ادامه داشت تا این که روزی پسر چوپان وسوسه شد که احتمالاً این مار بر سر گنجی خفته و بهتر است که او را بکشم و همۀ گنج را ـ یکجاـ تصاحب کنم. (این تعریضی به حرص و زیاده‌خواهی آدمی است که در قرآن مجید نیز به آن اشاره شده است.)‏

پسر با تبر قصد جان مار کرد. دُم مار را قطع کرد و خود نیز بر اثر نیش مار در جا هلاک شد. پس گلّه نیز بی صاحب ماند و تلف شد. چوپان که از سفر برگشت و از ماجرا مطلع شد، پس از مدتی سوگواری، چون به روز سیاه افتاده بود، به صحرا رفت و کاسه‌ای شیر را کنار تخته سنگ گذاشت و مار را دعوت به نوشیدن شیر کرد و از رفتار پسر نادانش عذرها خواست. مار، حرف‌های مرد را که شنید، خطاب به او گفت:‌ای مرد! نه مرا بریدگی دُم فراموش خواهد شد و نه تو را داغ فرزند؛ بنابراین هر دو از هم نفرت خواهیم داشت. از این روی باید از هم جدا و دور باشیم که:

تا مرا دُم، تو را پسر یاد است
دوستی من و تو بر باد است!

امیدوارم هریک از ما به اندازه تدبیری مناسب در روشهای مدیریتی خود داشته باشیم که نیروهای انسانی شایسته خود را به بهترین شکل حفظ و نگهداری کنیم.

#منابع_انسانی #رهبری #مدیریت



شایستگی...
جمعه 1394/10/18 ساعت 03:22 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
 
نظر سنجی
به نظر شما نقش هریک از ما برای بهبود کیفیت زندگی خود در کشور چقدر است؟





دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Instagram