تبلیغات
مدیریت و منابع انسانی - مطالب ابر مدیریت
هر روز بهتر می شویم، اگر روحیه و امید داشته باشیم. (روزنوشتهای سید محمد اعظمی نژاد)
دو خبر و چند سطر نوشتار...
شنبه 1395/02/25 ساعت 10:35 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
خبر اول؛ شهادت فرمانده یگان تکاوری نیروی دریایی سپاه پاسداران سردار محمد ناظری و 
خبر دوم، برکناری فرمانده ملوانان آمریکایی بازداشت شده در خلیج فارس

این افتخار داشته ام را که سال ها پیش و در دوران دانشجویی به عنوان مهمان تجربه همجواری با کلاه سبزهای نیروی دریایی ارتش و البته یکی از افسران گرانقدری که در فتح خرمشهر جانفشانی نموده است،  را داشته باشم. 
آن روزها البته خیلی با مفاهیم مدیریت و رهبری آشنا نبودم-هرچند که این روزها هم همینطور است!- اما در یک سفر مشترک اتفاقی رخ داد که اهمیت شایستگی در این افراد را دریافتم. 
در روزهای گرم تابستانی در یکی از قرارگاه های بندری مهمان بودم و به اتفاق 2 نفر دیگر در قایق موتوری با فاصله کمتر از 20 متر به اتفاق آن فرمانده در حال ماهیگیری بودیم. مخزن بنزین سوختگیری قایق ها در اسکله و نزدیکی ما قرار داشت. ناگهان یکی از قایق های پارک شده در اسکله به دلایل نامعلوم آتش گرفت. فاصله قایق مذکور به اندازه ای کمی بود که در صورت انفجار، آتش به مخزن اصلی سرایت و بیم انهدام اسکله می رفت. فرصت برای تصمیم گیری شاید به اندازه چند ثانیه بود. فرمانده شجاعانه به آب زد و خود را به قایق شعله رساند و آن را با شنا از اسکله دور نمود.واقعا از یک بحران جلوگیری شده بود. 
اقدام مهم تر او؛ احضار کلیه افراد حاضر در قرارگاه و مرور حادثه بود. او به دنبال مقصر نبود بلکه در جستجوی علت بود و دقیقا مشخص شد که یکی از ناوی ها در خاموش نمودن موتور آن قایق کوتاهی نموده است. 
اما در خبر برکناری فرمانده ملوانان آمریکایی بازداشت شده در خلیج فارس دلیل آن توسط یکی از مقامات ارشد آمریکایی اعلام شده که این نیرو اعتماد خود را نسبت به «اریک راش» فرمانده اجرایی اسکادران و ۱۰ ملوانی که در ماه ژانویه دچارحادثه شدند، از دست داده است.چرا که او فاقد ویژگی‌هایی چون رهبری موثر و کارا، نظارت و رعایت معیار‌ها بود.
1-  فرماندهان فوق العاده ای چون شهید سردار ناظری و بسیاری دیگر اندوخته های ارزشمند دانشی و تجربی دارند و چه خوب است این دانش استخراج و مدیریت شود. 
2- اگر مدل شایستگی فرماندهان ارتش آمریکا را مرور کنید، با ویژگی های بسیار سخت گیرانه مواجه خواهید شد.ظهور افرادی مانند اریک راش، نشان از وجود نقص در فرایند ارزیابی و انتخاب فرماندهان در این نیرو دارد. 
3- به نظر می رسد گاهی برخی از شایستگی ها قابل استخراج و شناسایی نیستند؛ چرا که از خودگذشتگی و جانفشانی که در برخی رهبران و مدیران مشاهده می شود در هیچ مدل شایستگی نمی گنجد. 
سیدمحمد اعظمی نژاد 
تهران-25 اردیبهشت 95
پی نوشت: چند روز پیش در جلسه ای آن فرمانده را پس از سالها دوباره دیدم. و البته انگیزه ای شد برای نگاشتن این سطور 
راستی: شیر، شیر است، گرچه پیر بُوَد




برداشتهایی از ورزش قایقرانی
جمعه 1395/02/10 ساعت 10:23 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
تابستان سال 1373 در دوران دانشجویی با یکی از دوستان و هم دانشکده های بسیار خوب تصمیم گرفته شد به کلاس های آموزش قایقرانی مجموعه ورزشی آزادی برویم. 
این ورزش فوق العاده است، ورزشی فرح بخش و البته بسیار دشوار! تنها سه هفته از شروع کلاس ها گذشته بود، دریاچه برای مسابقه بین افراد کلاس نشان گذاری شده بود! آن روز به جای تمرین وارد مسابقه شدیم! لحظات شروع مسابقه هرگز از خاطرم پاک نمی شود. همه قایق های دونفره در یک خط آماده حرکت بودند و ناگهان شروع مسابقه اعلام شد. با وجود آنکه با تمام توان من و دوست همراهم پارو می زدیم اما من احساس کردم قایق ما با سرعت هرچه بیشتر به جای حرکت به جلو، در خلاف جهت حرکت می کند! البته بعدا معلوم شد قایق های دیگر سرعت زیادی در حرکت رو به جلو داشتند. در آن مسابقه با افتخار آخر شدیم(با ذکر این توضیح که حدود 45 دقیقه طول کشید تا بعد از آخرین قایق به خط پایان برسیم!!) 
اما برداشتهای شخصی از  این داستان برای من ماندگاری بیشتری دارد: 
1- رمز و راز موفقیت قطعی، تمرین، تکرار و آمادگی است. رقبای حاضر در آن مسابقه همگی از سابقه بیشتر، مهارت بالاتر و آمادگی جسمانی خیلی خوبی برخوردار بودند. بنابراین باید به پیش فرضها و بدیهیات موفقیت توجه نمود. 
2-برای رسیدن به مقصد، باید اصول کار تیمی ر ا رعایت کرد. ورزش قایقرانی(به خصوص قایق های دو نفره و بالاتر)، افراد را برای انجام یک کارتیمی هماهنگ و یکپارچه آماده می کند. نمی توان انتظار هرکس به هرسمت و در هر زمان دلخواه پارو بزند و انتظار پیروزی داشته باشد. گاهی با خود فکر می کنم جامعه ما نیز شبیه یک قایق بسیار بزرگ است و مشاهده می کنیم در این قایق هرفردی پاروی خود را می زند در حالی که اگر کمی هوشمندانه و جامع نگرانه به زندگی اجتماعی نگاه کنیم، قایق جامعه با سرعت و کیفیت زندکی بسیار بالاتر به مقصد توسعه می رسد. 
3-شکست، سرمایه گذاری برای موفقیت است. در نوشتاری که اخیرا در روزنامه دنیای اقتصاد منتشر نمودم، استفاده بهتر و زیباتری از واژه شکست ارائه شد، نسبت درس آموخته های حاصل از شکست تقسیم هزینه ای که برای شکست متحمل شده ایم معادل بازگشت سرمایه شکست است. به عبارتی هرچقدر دروس آموخته شده از یک شکست بهتر استخراج و مستند شوند، شکست ظاهری تبدیل به سرمایه گذاری بزرگی برای موفقیت های آینده خواهد شد. 
4-برای کسب موفقیت، استمرار از استعداد بسیار مهم تر است. بسیار از دوستان جوان تر و با انگیزه برای کسب موفقیت می پرسند چگونه می توان به موفقیت های علمی، مالی  ... رسید. به گمان من استعداد شرط لازم برای موفقیت هست اما هرگز کافی نیست، پشتکار، تلاش و استمرار شاید از همه چیز مهم تر باشد. 


مرتبط با: نوشته های شخصی ,

برچسب‌ها: موفقیت , مدیریت ,

یادداشتی درباره تراژدی ستایش و امید
پنجشنبه 1395/02/9 ساعت 01:39 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

نگاشتن درباره آسیب های اجتماعی همیشه دشوار و رنج آور است. با این وجود گاهی یادآوری بعضی موارد ممکن است منجر به تلنگری هرچند کوچک برای بهبود وضعیت باشد. من البته جامعه شناس و مردم شناس نیستم و آنچه در ذیل نگاشته می شود، نظرات شخصی نگارنده و احتمالا فاقد ارزش علمی است. 
آنچه درباره فاجعه از میان رفتن دختری 6 ساله به نام ستایش و اقدامات پسری 16 ساله با نام مستعار امید منتشر شده است، بسیار قابل تامل است: 
1- رده سنی نوجوان و جوان نیازمند تخلیه هیجانات و انرژی است. شیوه زندگی امروزی موجب شده است که افرادی که در این رده سنی قرار می گیرند، امکان تخلیه هیجانات و انرژی خود را نداشته باشند. کودکان دیروز و نوجوانان و جوانان امروز ما، در مدرسه حق دویدن ندارند! در خانه(که معمولا آپارتمان است) حق بازی، شلوغ کردن و تخلیه انرژی خود را ندارد و خلاصه اینکه امکان اینکه رفتارهایی مطابق با اقتضای سن خود داشته باشد، تقریبا ندارد. 
در سریال ارزشمند بوعلی سینا، جایی که دو مأمور پس از سفری دور به مأوای بوعلی می‌رسند و او را در هیأت یک نوجوان، مشغول بازی بر بالای درخت می‌بینند. سپس با تعجب بسیار می‌پرسند که حکیم خود شما هستید؟ وقتی جواب مثبت می‌شنوند می‌پرسند چگونه چنین چیزی ممکن است. (اشاره‌شان به بازی کردن او بر بالای درخت است)‌ حال آن که جواب حکیمانه بوعلی باز هم آنها را به حیرت وامی‌دارد. او می‌گوید: «پرسش‌تان را حکیمانه پاسخ گفتم که اقتضای علم من است و بالای درخت مشغول بازی‌ام که اقتضای سن و سالم است.»
در حالی که درصد زیادی از نوجوان و جوانان ما امکان ایجاد براساس مقتضیات سن خود رفتار کنند ندارند! 
2- رده سنی کودک و خردسال نیاز به مراقبت ویژه والدین دارند. دختربچه ها و پسربچه ها در سنین خردسالی بسیار آسیب پذیرند. آمارها نشان می دهد که میانگین کشوری کودک آزاری 23 مورد در روز است.(لینک منبع خبر). بنابراین جنبه خودمدیریتی پیشگیری از تراژدی ستایش، مراقب از کودکان است. 
3- رسانه ها و شبکه های اجتماعی اثرگذارند. با وجود آنکه رسانه ها و شبکه های اجتماعی می توانند تاثیرات مثبت و کاربردهای بسیار خوبی در اجتماع داشته باشند اما متاسفانه نامناسب ترین شکل آن برای جامعه نوجوان و جوان باقی می ماند. نمایش سریال های بسیار نامناسب ماهواره ای، دست به دست شدن ویدئوهای بسیار نامناسب و مستجهن در میان نوجوانان و جوانان تاسف بار است و خود عامل مهمی برای تحریک هیجانات آنها است. 
4-  وضعیت زنان خیابانی نیازمند مدیریت است. حتی در جوامع کاملا آزاد مانند فرانسه، زنان خیابانی محل استقرار مشخصی دارند چرا که کسب و کار آنها وسط آن دولت مورد تایید قرار گرفته است و حتی شامل مالیات می شود. بنابراین حضور این افراد در دیگر نقاط شهر جرم محسوب شده و شامل جریمه و حتی زندانی شدن این افراد می گردد. بنابراین زنان و دختران در آن جوامع با وجود آنکه پوشش مناسب و حجاب ندارند، در امان هستند علاوه بر اینکه حضور آنها به موجب تحریک قشر نوجوان و جوان نمی شود. اما متاسفانه این روزها مشاهده می شود زمان دسترسی به چنین افرادی در سطح شهر مشابه دسترسی به مواد مخدر کمتر از 5 دقیقه است! 
5-اعدام امید 16 ساله دردی را دوا نمی کند. با ضریب اطمینان بالا می توان گفت مشابه تراژدی تلخ ستایش و امید با توجه شرایط موجود تکرار خواهد شد. چرا که تمام بسترهای موجود برای بروز و ظهور این اتفاق در جامعه وجود دارد. 

راه حل چیست؟ 
همانگونه در گذشته نیز بارها بر این موضوع تاکید نموده ام، وقت آن رسیده است که دانشمندان مردم شناس، جامعه شناس و روانشناسان با بودجه و حمایت بالای دولتی و فارغ از دغدغه های معیشتی به میدان بیایند و آسیب های موجود به طور دقیق مطالعه، بررسی و تحلیل کنند و راهکارهایی کوتاه مدت و بلند مدت ارائه دهند. 
یادمان باشد امیدها و ستایش ها و همه دختران و پسران ایرانی همان کسانی هستند که قرار است آینده این کشور را اداره کنند و همه ما در پرورش، محافظت از آنها مکلف و مسئول هستیم. 
سیدمحمد اعظمی نژاد 
تهران-9 اردیبهشت 1395 



برچسب‌ها: مردم , جامعه , مدیریت ,

کشف و استخراج«ارزش» از شکست
چهارشنبه 1395/02/8 ساعت 11:59 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
سیدمحمد اعظمی‌نژاد
رئیس کمیته آموزش و پژوهش-انجمن مدیریت ایران 
منبع: hbr

یکی از مهم‌ترین و اثبات شده ترین موانع رشد و توسعه شرکت‌ها، ترس از شکست است. در نظرسنجی که گروه مشاورین بوستون در سال 2015 انجام داده است، 31 درصد از پاسخ دهندگان، اظهار کرده‌اند که فرهنگ ریسک گریزی و محافظه کاری یکی از موانع کلیدی برای نوآوری است. در اغلب موارد مدیران ارشد از این مساله آگاهی دارند، از یک‌سو، به ارزش شکست‌های سازمانی واقف هستند. مدیرعامل افسانه‌ای شرکت 3M، ویلیام مک نایت می‌گوید: «بهترین و دشوارترین کارها با روحیه ماجراجویی و چالش‌گرایی انجام می‌شود. حتی اگر اشتباهی رخ دهد.» مدیرعامل شرکت pixar، اد کتمول نیز نظری مشابه دارد: «شکست‌ها همیشه بد نیستند. گاه برای انجام کاری جدید اجتناب‌ناپذیر و حتی ارزش‌آفرین هستند.»




از سوی دیگر، فرآیندهای مدیریت برای بودجه‌بندی، تخصیص منابع و کنترل مخاطرات احتمالی براساس پیش‌بینی و میزان بهره‌وری شکل گرفته‌اند و مدیران اجرایی با نمایش بهبود دراین شاخص‌ها نشان می‌دهند که اوضاع تحت کنترل آنها قرار دارد. بنابراین مدیران حتی اگر در یک سازمان، اختیار انجام دادن و شکست خوردن در کاری داشته باشند، با این وجود همه تلاش خود را به‌کار می‌گیرند تا از شکست اجتناب کنند. اما راهی برای حل این معما وجود دارد: کشف و استخراج «ارزش» از شکست. به این ترتیب شما خواهید توانست اندازه‌گیری کنید و برای کسب موفقیت و با کنترل هزینه‌ها و ارتقای نتایج، شرایط را بهبود دهید.  شاخص بازگشت سرمایه‌گذاری در شکست ROF) Return On Failure)، نسبت کسری دارایی‌های شما به منابع و سرمایه‌گذاری‌ها است که در یک اقدام منجر به شکست صرف شده است. بنابراین برای بالا بردن نرخ بازگشت سرمایه‌گذاری‌های خود در یک شکست یا باید مخرج کسر (سرمایه‌گذاری‌های مالی) را به حداقل برسانید یا دارایی‌های به‌دست آمده از شکست (شامل اطلاعات ارزشمند در مورد مشتریان، بازار و تیم مدیریت و کارکنان، فرآیند) به حداکثر میزان ممکن برسد. نتیجه بیش از 10 سال بررسی و تحقیق در بیشتر از پنجاه شرکت صنعتی و بنگاه اقتصادی نشان می‌دهد تمامی مدیران شرکت‌های موفق سعی در افزایش نرخ بازگشت سرمایه‌گذاری در شکست(ROF)، دارند. این مدیران باور دارند که شکست‌های سازنده می‌تواند منجر به رشد و توسعه فردی و سازمانی شود و نگاهی مثبت نسبت به شکست‌های احتمالی در سازمان دارند. برای افزایش نرخ بازگشت سرمایه گذاری در شکست(ROF)، اقدامات زیر را انجام دهید: 

1. از هر شکستی، یادگیری داشته باشید. برای شروع از نظرات افرادی که به‌طور مستقیم با طرح‌ها و پروژه‌های ناامید کننده و شکست خورده درگیر بوده اند، استفاده کنید. البته، این کار خیلی خوشایند نیست، چرا که مرور مشکلات گذشته نه تنها خسته کننده است، بلکه بسیار دردناک است! بسیاری از ما ترجیح می‌دهیم به جای صرف وقت و انرژی به جای مرور اتفاقات گذشته، برای برنامه‌های آینده سرمایه گذاری کنیم. اما برای اینکه بتوانید از این افراد پاسخ‌های درستی دریافت کنید، باید با پرسشنامه‌ای براساس منابع با ارزش صرف شده در هر طرح و پروژه از آنها سوال کنید. وقتی کاری مطابق با برنامه‌ها پیش نمی‌رود، این بهترین فرصت برای به چالش کشیدن پیش فرض‌ها و دستورالعمل‌ها و قوانین تنظیم شده است.موکدا توصیه می‌شود آموزه‌های هر پروژه، برنامه یا طرح شکست خورده در سازمان خود را براساس موارد زیر تفکیک کنید: مشتریان، نوسانات بازار، استراتژی سازمان، فرهنگ، فرآیندها، خودتان (تیم رهبری سازمان)، کارکنان و روندهای آتی. این نوع نگاه به شکست، البته، نوعی دارایی ارزشمند برای سازمان به‌شمار می‌آید. 

2. دروس آموخته شده از شکست را با کارکنان به اشتراک بگذارید. تامل بر شکست‌های سازمانی یادگیری فردی قابل‌ملاحظه‌ای دارد اما بازدهی واقعی استفاده از هر شکست، زمانی اتفاق می‌افتد که دروس آموخته شده از شکست را در سرتاسر سازمان منتشر کنید. با این کار شما چرخه بررسی و تامل بر شکست را با استفاده از نظرات کارکنان خود کامل می‌کنید. با استفاده از اطلاعات، ایده‌ها و شناسایی دقیق‌تر نقاط بهبود مربوط به یک شکست، می‌توان از تکرار عوامل شکست در طرح‌ها و پروژه‌های آتی جلوگیری کرد. به اشتراک گذاری دروس آموخته شده از شکست، احتمال موفقیت برنامه‌های مشابه آینده را افزایش می‌دهد. شاید یکی از بزرگ‌ترین خطاهای یک رهبر سازمانی دفن اخبار بد باشد. انتشار اخبار شکست با نگرش مثبت در سازمان، می‌تواند منجر به اعتمادسازی و ایجاد کانالی برای کارکنان برای مشارکت در ارائه ایده‌های خلاقانه و نوآورانه جهت برطرف کردن عوامل شکست در طرح‌ها و برنامه‌های آینده سازمان باشد. به رهبران ارشد(در یک واحد یا کل سازمان) موکدا توصیه می‌شود به‌طور منظم-مثلا هر ماه یک بار- با یکدیگر درباره شکست‌های سازمانی خود گفت‌وگو و تبادل نظر کنند. این روش برای رسیدن به نتایجی سریع و فوری برای یادگیری از شکست به خوبی نتیجه می‌دهد. 

3. الگوی شکست را مرور کنید. گام سوم آن است که مانند یک پرنده تیزبین از بالا به سازمان خود نگاه کنید و بررسی کنید رویکرد کلی شما برای بهره‌برداری از شکست‌ها به درستی کار می‌کند؟ آیا از هر تلاش ناموفقی یادگیری داشته‌اید؟ آیا دروس آموخته شده را به خوبی در سرتاسر سازمان به اشتراک گذاشته‌اید؟ آیا دروس آموخته شده به بهبود استراتژی‌ها و روش‌های اجرایی شما کمک کرده است؟ درد و رنج ناشی از شکست، با استخراج حداکثر ارزش افزوده از آن کمتر می‌شود. اگر از هر اشتباه کوچک یا بزرگ یادگیری داشته باشیم، دروس آموخته شده از آن را به اشتراک بگذاریم و به‌طور منظم و دوره‌ای فرآیندهای سازمانی خود را مورد بازبینی و بررسی قرار دهیم، سازمان در ریل موفقیت به‌طور صحیح قرار خواهد گرفت و می‌توان انتظار بروز شکست‌های کمتر و کسب موفقیت‌های بزرگ‌تر را داشت.





برچسب‌ها: مدیریت , شکست ,

رهبران سازمانی و حال خوب کارکنان!
چهارشنبه 1395/02/8 ساعت 11:04 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
مسئولیت ها و وظایف رهبران سازمانی بی شمار است. یک رهبر سازمانی هر روز صبح با دغدغه ها و دلمشغولی های فراوانی مواجه است، نوسانات بازار، تغییر شرایط محیطی، وصول مطالبات، پیدا کردن مشتریان جدید(یا حفظ مشتریان فعلی). شاید پیش فرض یک رهبر سازمانی آن است که حال همه کارکنان خوب است و با بالاترین ظرفیت به وظایف خود عمل می کنند. 
اما شاید می توان گفت: حال همه آنها خوب است؛ اما تو باور نکن! 
انتظار بهره وری و عملکرد مناسب در سازمانی که افراد هم در زندگی فردی و هم در زندگی کاری دچار مسئله و تعارض هستند؛ انتظاری دست نیافتنی است.
تجربه بسیاری از مدیران زبده نشان می دهد بی توجهی به حال کارکنان؛ پیامدهای کوتاه مدت و بلندمدتی فراوانی در نتایج سازمانی دارد. 
اما چه باید کرد؟ 
1- ایجاد حال خوب(Good Mood) در کارکنان وظیفه رهبر سازمانی است. بی تفاوتی رهبر به حال کارکنان، کارکنان را به کار کاملا بی تفاوت می کند. رهبر سازمانی وظیفه دارد شرایطی فراهم کند که افراد یک سازمان با شرایط روحی و روانی مساعدتری در سرکار خود حاضر باشند. 
2- رهبر سازمانی وظیفه دارد با کارکنان همدلی کند. درک وضعیت کارکنان، برای یک رهبر توانمند کاری زیاد دشوار نیست. چرا که او می تواند با استفاده از مهارت هوش هیجانی بالای خود وضعیت افراد را به راحتی مورد ارزیابی قرار دهد. حتی یک پاسخ کم انرژی از سوی یک فرد می تواند علامت مهمی برای پیگیری و بهبود حال افراد باشد. 
3- رهبران باید مهارت های لازم برای داشتن حال خوب برای خود و کارکنان آموزش ببینند.  وقتی مهارت های لازم برای داشتن حال خوب در اختیار افراد باشد، می توان انتظار داشت تا به صورت خودمدیریتی خود را برای آن آماده کنند. آموزش یا بازآموزی مهارت های ده گانه زندگی به همه کارکنان به عنوان یکی از الزامات مهم اکیدا توصیه می شود. تردید نکنید حال افراد با تمرین و تکرار این مهارت ها هر روز بهتر می شود. 

بی شک رهبران سازمان وظایف دیگری نیز برای اینکه کارکنان با حال خوب به وظایف خود بپردازند، دارند. نظر شما چیست؟ 




 
نظر سنجی
به نظر شما نقش هریک از ما برای بهبود کیفیت زندگی خود در کشور چقدر است؟





دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Instagram