هر روز بهتر می شویم، اگر روحیه و امید داشته باشیم. (روزنوشتهای سید محمد اعظمی نژاد)
آیا شما یک مغز شاد دارید؟
شنبه 1394/05/3 ساعت 11:50 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
مدت ها است که به این موضوع فکر می کنم که چه قدر جای پیمایش ها و پژوهشهای اجتماعی عمیق و تصمیم ساز در کشور خالی است، به ویژه زمانی که گاه و بیگاه اخبار ناخوشایند آسیب های اجتماعی به طور اتفاقی به گوش می رسد. 
شاید یکی از مهم ترین جنبه های زندگی همه ما، توانایی شاد زیستن است. توانایی که بسیاری از ما آن حتی اگر بخواهیم نمی توانیم که شاد باشیم! 
چند روز پیش CNN نتیجه ارزشمند پژوهشی را ارائه کرد که با وجود سادگی بسیار تاثیرگذار و آموزنده است. برای اینکه متوجه شوید مغز شما آمادگی برای شادی دارد،  هشت پرسش را مشاهده و جواب دهید و سپس به پاسخ صحیح توجه نمایید: 


اما چرا برخی از ما احساس شادی نمی کنیم؟  دانشمندان تلاش کرده اند تا انجام پژوهش  بر روی مغز انسان ها به راز آرامش و شادی انسان ها پی ببرند. 
به هشت سوال زیر پاسخ دهید تا ببینید مغز شما در حال حاضر برای شادی آمادگی دارد یا اینکه نیاز به تمرین بیشتری برای شادی دارید: 

سوال اول-کدام یک  بیشتر توجه شما را به خود جلب می کند؟ (از چهار تصویر زیر)


جواب: اگر شما تصویر گربه یا سگ را از چهار تصویر بالا انتخاب کرده باشید، نشان دهنده آن است که مغز شما آمادگی لازم برای شادی را دارد. مطالعات نشان می دهد که افراد شاد معمولاً به موارد مثبت نسبت به چیزهای منفی واکنش بیشتری از خود نشان می دهند. 

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سوال دوم- به نظر شما کدام یک از چهار تصویر زیر مثبت تر است؟ (از چهار تصویر زیر)

جواب: همه آنها! هم این تصاویر عناصر مثبتی در خود دارند. هیچ کس در این تصاویر صدمه ندیده است و در همه آنها به افراد کمک می شود. مطابق با پژوهش های انجام شده افراد شاد در هر تجربه ای به دنبال نکات مثبت می گردند و سعی می کنند از آن به نفع خود استفاده کنند. 

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سوال سوم-کدامیک از چهار مولفه زیر برای شاد کردن شما حیاتی است؟ (از چهار تصویر زیر)


جواب: هیچ کدام! پژوهش ها نشان می دهد که شادی مادالعمر در افراد به چگونگی دیدگاه آنها بستگی دارد. اینکه چگونه می توانید موارد منفی که موجب توقف شادی در زندگی می شود را شناسایی کنید. 

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سوال چهارم-با انجام کدام یک از کارهای زیر  شادتر می شوید؟(از چهار تصویر زیر)


جواب: همه آنها! مطالعات به ما می گویند نوشتن، خندیدن، ارتباط با دیگران و نگاه کردن به چیزهای مثبت در اغلب اوقات حال افراد را بهتر می کند و منجر به شادی آنها می شود. 

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سوال پنجم- در کدام سن احساس شادی بیشتری دارد؟(از چهار تصویر زیر)

جواب: سالمندی! اغلب مردم گمان می کنند که شادی در سنین پایین تر اتفاق می افتد اما مطالعات نشان می دهد که این فکر درست نیست! مطالعات گسترده موسسه گالوپ نشان می دهد افراد بالای 85 سال نسبت به افراد 18 سال احساس شادی بیشتری دارند. و مطالعات دیگر نشان می دهد که عمق شادی در سنین بالاتر بیشتر است.
 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سوال ششم-چه فعالیتی شما را شادتر می کند؟(از چهار تصویر زیر)


جواب: این به سن و سال شما ربط دارد. برای افراد جوان تر این نوع فعالیت ها متفاوت است و گاهاً هیجان برانگیز است اما با افزایش سن فعالیت های روتینی که بتواند زمان را افراد پرکند به شادی آنها منجر می شود. 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سوال هفتم-پرداخت هزینه برای کدام یک از موارد زیر شما را شادتر می کند؟(از چهار تصویر)


جواب: بازی های خانوادگی و مسافرت. مطالعات نشان می دهد فعالیت های معنادار که افراد خانواده را به هم نزدیک تر کند موجب افزایش اعتماد به نفس و شادی بیشتر می شود. علاوه بر این سفر، بازی های زمینی و آموزش موسیقی بسیار تاثیرگذار است. 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سوال هشتم-کدام یک از فعالیت های زیر مغز شما را برای شادی آماده تر می کند؟(از چهار تصویر) 


جواب: همه آنها! مطالعات نشان می هد که اگر افراد به طور روزانه یک ساعت مراقبه کنند، درباره مهربانی و همدلی فکر کنند، مغز آنها تغییرات قابل توجهی از خود نشان می دهد! 


من گمان می کنم، برای هر یک از ما زندگی شاد آنقدر دارد که از 24 ساعت روزانه، یک ساعت آن برای این کار سرمایه گذاری نماییم. 
امیدوارم همیشه شاد و موثر باشید. 

سیدمحمد اعظمی نژاد 
تهران-شنبه 3 مرداد




کارکنان چای کیسه ای نیستند!
دوشنبه 1394/04/29 ساعت 12:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

شاید حدود پانزده سال پیش همکاری داشتم که رفتار عجیبی از خود نشان می داد. آن زمان در دفتر کار ما چای بصورت کیسه ای استفاده می شد و به طور طبیعی هریک از ما پس از استفاده از چای کیسه ای آن را به سطل زباله می انداختیم. اما آن همکار، چای کیسه ای خود را نگاه می داشت و با یک نوار چسب به گوشه از میز خود می چسباند تا خشک شود و تا پایان روز چند بار از همان چای استفاده می کرد و البته هربار نیز با استفاده از نخ دور آن تمام آنچه می شد از آن استخراج کرد در لیوان چای خود می چلاند! و در آخرین بار مصرف نیز آن چای بارها مصرف شده را با ظرافت و نشانه گیری از راه دور به سطل آشغال هدایت می کرد و از این کار بسیار لذت می برد!!

چند سال بعد بار دیگر با رفتاری مشابه از سوی فردی دیگر مواجه شدم، تفاوت در این بود که این رفتار غیرعادی،  از مصرف چای کیسه ای مصرف شده بسیار غیرقابل تحمل تربود. یادم می آید با مدیری مواجه شدم که پارادیم ذهنی او با کارکنانش نگاهی شبیه به چای کیسه ای بود! نگاه این فرد به کارکنان دقیقاً چنین بود. 
آن فرد نگاهی کاملاً مصرفی به افراد به ویژه کارکنان خود داشت. وقتی شخصی از کارکنان او، به صاحبان قدرت متصل بود-تا زمان برقراری اتصال- از امکانات، امتیاز، احترام و برخوردار بود و به محض قطع شدن ارتباط وی با صاحبان قدرت، رفتاری با آن فرد می شد که رفتاری مشابه با هدایت با سطل آشغال را اتخاذ می کرد. 
اگر در آن سازمان یکی از کارکنان با آن مدیر دچار اختلاف نظر می شد یا کم انگیزه می شد، به جای رفع تعارض به سمت رویکرد حذف کامل و در نهایت هدایت به سطل آشغال منتهی می شد. 
یادم می آید پس از مدتی آن سازمان و آن مدیر به مجموعه ای از او و تعدادی کوتوله تبدیل شد. همه کارکنان مستعد آن مدیر به تدریج او را ترک کرده بودند! به راستی که وی به جای مدیریت استعدادها، در مدیریت دفع استعدادها استاد بود! 
همیشه با آن فرد-که از دوستان من بود- گفتگو می کردم و به این روش او انتقاد داشتم. جالب اینکه وی توهمی به نام بهره وری منابع انسانی داشت! او گمان می کرد با این روش توانسته است تا آخرین قطرات استخراجی کارکنان از آنها بهره برداری کند!

اکنون از آن زمان سال ها گذشته است، آن فرد هنوز به بهره وری کارکنان خود را با همان روش ادامه می دهد! 
 اما  فکر نکنید که این رویکرد فقط مختص آن فرد بوده است، کافی است سری به سازمان های خود بزنیم یا شاید حتی به خود نگاهی بیاندازیم تا به راحتی ببینیم که چه تعداد از مدیران چنین نگاهی به کارکنان خود دارند. 
یادمان باشد کارکنان چای کیسه ای نیستند! 



توافق داخلی!
دوشنبه 1394/04/22 ساعت 09:32 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

این روزها بازار توافق داغ است! برای توافقی مهم در یکی از بهترین هتل های دنیا روزها و ساعت ها مذاکره می شود تا به نتیجه ای برد-برد برسند. 
اما صحبت من از آن توافق نیست، از زاویه دیگر به توافق نگاه می کنم. شاید بتوان به توافق داخلی مهمی رسید که از آن توافق مشهور هم اهمیت بیشتری دارد. توافق پیشنهادی من یک توافق کلان تر است، توافقی میان یک جامعه هشتاد میلیونی: 
متن پیشنهادی توافق:

این توافق بین اعضای توافق کننده(جامعه ایرانی)، صورت گرفته است و کلیه طرفین متعهد به رعایت آن هستند، ناظر بر اجرای تعهد خداوند و وجدان بیدار افراد است: 
1- توافق گردید راستگویی و صداقت بین کلیه اعضای توافق کننده جاری باشد. 
2- توافق گردید امانت داری و وفای به عهد بین کلیه اعضاء انجام شود. 
3- هر یک از اعضای توافق کننده متعهد به رعایت حقوق شهروندی دیگران است. 
4- امضاکنندگان توافق متعهد شدند تا مبنای درآمد خود را رزق و روزی حلال دهند. 
5- هریک از توافق کنندگان مسئولیت اقدامات خود را برعهده می گیرند. 
6- امضا کنندگان توافق متعهد شدند منافع ملی را بر منافع فردی ترجیح دهند. 
7- توافق کنندگان بر رعایت متانت، اخلاق مداری و سعه صدر تاکید داشته و برانجام آن متعهد شدند. 

چه توافقی شد!! 


برچسب‌ها: مردم , فرهنگ , توسعه ,

اقلیت در حال انقراض!
دوشنبه 1394/04/15 ساعت 09:13 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
من همیشه به قانون جذب معتقد بوده ام، یادم می آید از روزهای جوانی تاکنون به غربال گری ورودی های ذهنی خود توجه داشته ام. حتی در انتخاب دوستان، همکاران و حتی مشتریانم دقت می کنم و درصد تعامل خود با کسانی که از وجود و حضور آنها لذت می برم، به حداکثر می رسانم و به طور بدیهی کسانی که حس خوبی منتقل نمی کنند به حداقل تعاملات! 

با این وجود، در جامعه ای زندگی می کنیم برخورد با افراد نامتعادل کاملاً گریزناپذیر است. شاید خیلی از مخاطبان عزیز از من برای این نوشتار گله کنند. اما دقت کنید نگارنده این سطور به گمان خویش فردی خوش بین، مثبت اندیش است که همیشه سعی در تعامل داشته است. 
گاهی فکر می کنم دیار ما شبیه جایی شده است که دیوانگان زنجیری در آن رها شده اند! آنها در ماشین های با شیشه دودی به دختران معصوم تجاوز می کنند. آنها از کنار تو عبور می کنند و به راحتی تو را تهدید به مرگ می کنند! این دیوانگان تجاوز به حقوق شهروندی دیگران را حق مسلم خود می دانند! دیوانگان همیشه محق هستند حتی اگر هیچ حقی نداشته باشند! وقاحت برای آنها رفتاری معقول است!
اما اقلیت سالم در این جماعت دیوانگان بدون شک در عذاب هستند.

متاسفانه این روزها من هم دلواپسم! 
دلواپس اقلیتی که دروغگو نیستند! دلواپس اقلیتی که اخلاق مدار هستند! دلواپس اقلیتی که از نظر روانی سالم هستند و بالاخره دلواپس اینکه نکند این دیوانگی در جامعه واگیردار باشد و آن نسل آن جماعت اقلیت منقرض شود!!!



برچسب‌ها: مردم , فرهنگ ,

در جستجوی آدمیت
پنجشنبه 1394/04/11 ساعت 04:17 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
رفتارهای امروزی بسیار ما از انسان ها نشان دهنده آن است که به میزان قابل توجهی از انسانیت یا «آدمیت» دور شده ایم. همه ما قبول داریم که آدم و حیوان با هم تفاوت های مهمی دارند. اما به گمان من بعضی از تفاوت ها هست که حیوانات به دلیل آنها بر انسان ها برتری دارند: 
1- حیوان ها دروغ نمی گویند!، در حالیکه این روزها ما مثلاً انسان ها به راحتی دروغ می گوییم. 
2- حیوان ها خیانت نمی کنند! 
3- حیوانات، به همنوعان خود مشابه ما انسان ها آسیب جسمی و روحی نمی رسانند! 
4- و خلاصه در خیلی از موارد آنها از ما خیلی بهترند. 

حضرت سعدی(ع) عالی فرموده اند:
تن آدمی شریف است به جان آدمیت نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی چه میان نقش دیوار و میان آدمیت؟
خور و خواب و خشم و شهوت شغبست و جهل و ظلمت حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت
به حقیقت آدمی باش وگرنه مرغ باشد که همین سخن بگوید به زبان آدمیت
مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی که فرشته ره ندارد به مقام آدمیت
اگر این درنده‌خویی ز طبیعتت بمیرد همه عمر زنده باشی به روان آدمیت
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت
طیران مرغ دیدی تو ز پای‌بند شهوت به در آی تا ببینی طیران آدمیت
نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت

ای کاش بشود همه ما در مسیر آدمیت گام برداریم. 




برچسب‌ها: مردم , فرهنگ ,



 
نظر سنجی
به نظر شما نقش هریک از ما برای بهبود کیفیت زندگی خود در کشور چقدر است؟





دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Instagram