تبلیغات
مدیریت و منابع انسانی - مطالب ابر رهبری
هر روز بهتر می شویم، اگر روحیه و امید داشته باشیم. (روزنوشتهای سید محمد اعظمی نژاد)
نتیجه تمرکز...
پنجشنبه 1394/09/12 ساعت 03:18 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )


برچسب‌ها: رهبری ,

راهکارهایی برای تصمیم‌گیری بهتر رهبران سازمانی
سه شنبه 1394/09/10 ساعت 06:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
رهبران کسب‌وکار هر روزه با اتخاذ ده‌ها تصمیم مواجه هستند. با رشد و توسعه بیشتر سازمان، تعداد تصمیم‌گیری‌ها و البته میزان پیچیدگی‌ها بیشتر و پیامدها و عواقب آن جدی‌تر می‌شود. گاهی اوقات تصمیم‌گیری بهنگام، از تصمیم‌گیری کاملا ایده‌آل و درست مهم‌تر است. موفق‌ترین کارآفرینان و رهبران کسب‌وکار در دنیا در طول عمر حرفه‌ای خود تصمیمات اشتباه زیادی گرفته‌اند، اما شکست‌های ناشی از این تصمیمات، به تجارب ارزشمندی برای آنها تبدیل شده است، بنابراین مهم‌تر از همه چیز آن است که راهی برای گرفتن تصمیمات دشوار پیش روی یک رهبر سازمانی قرار داشته باشد.


شاید تصمیم‌گیری در شرایط واقعی نظامی و جنگی، بهترین نمونه برای بیان اهمیت تصمیم‌گیری سریع در شرایط محیطی پرهرج و مرج باشد، چراکه عدم تصمیم‌گیری بهنگام در این شرایط دشوار می‌تواند به از دست رفتن جان ده‌ها نفر منجر شود. در شرایط جنگی همه چیز به‌طور دائم در حال تغییر است و به همین خاطر برنامه‌ریزی مبتنی بر شرایط بسیار حائزاهمیت است اما بدون اجرای مناسب و منطقی تصمیم‌گیری، هیچ ماموریت جنگی با موفقیت به پایان نخواهد رسید. به‌طور مشابه، صاحبان کسب‌وکار، مدیران ارشد و اجرایی به‌منظور حفظ کسب‌وکار و حرکت رو به جلو باید توانایی تصمیم‌گیری خوب و به سرعت را داشته باشند. با این وجود بهترین رهبران به‌خوبی از زمان دریافت اطلاعات لازم از تیم کاری خود آگاهی دارند.


چرا تصمیم‌گیری مهم است؟

نتایج مستقیم تصمیمات ما ممکن است روشن و آشکار باشد، اما علاوه براین، مهم است به یاد داشته باشید:

• تصمیمات رهبر سازمانی روی کارکنان تاثیر می‌گذارد. تقریبا هر تصمیمی در سازمان بر کارکنان به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم تاثیرگذار است. بنابراین بسیار مهم است که از میزان اثر هر تصمیم و «هزینه‌های انسانی» ایجاد شده به خوبی آگاه باشیم.

• تصمیمات هر رهبر سازمانی ارزش‌های او را نشان می‌دهد. اقدامات و رفتارهای هر رهبر سازمانی شهادت می‌دهد که چقدر به آنچه می‌گوید باور و اعتقاد دارد. برای مثال اگر یک رهبر سازمانی در حمایت از «احترام متقابل» صحبت کند اما سابقه مناسبی در رفتارهای احترام‌آمیز در کارنامه خود نداشته باشد، باید در اینکه این موضوع در ارزش‌های قلبی وی باشد، تردید کرد.

• تصمیم‌گیری رهبر سازمانی، برای کارکنان منجر به الگوسازی می‌شود. یک رهبر سازمانی، باید درک کند که آنچه می‌گوید و تصمیم‌گیری می‌کند، کارکنان با دقت فراوان به‌عنوان الگو به آن نگاه می‌کنند.

• تصمیم‌گیری منجر می‌شود تا بتوانید بهتر رهبری کنید. هر رهبر سازمانی، با تصمیم‌گیری نشان می‌دهد که شما توانایی قبول مسوولیت و پاسخگویی در برابر تصمیمات خود را دارید و هر تصمیم رهبر سازمانی را یک گام به پختگی و سطح بلوغ سازمانی نزدیک‌تر می‌کند.


اما شما می‌توانید برای تصمیم‌گیری بهتر از چهار وضعیت زیر استفاده کنید:


1. وضعیت دستوری: روش تصمیم‌گیری دستوری، به گونه‌ای است که در آن رهبران سازمانی بدون مشورت با تیم‌های کاری خود تصمیم‌گیری می‌کنند. این روش به ویژه برای زمان‌هایی اثربخشی دارد که شرایط به گونه‌ای است که تیم نیاز به تصمیم‌گیری با سرعت هرچه بیشتر دارد. در فضای کسب‌وکار، رهبران اغلب برای تصمیمات بزرگ مالی در شرایط بحرانی از این روش استفاده می‌کنند.


در حین ماموریت حمله به خانه اسامه بن‌لادن، دقیقا تصمیم‌گیری به این روش منجر به موفقیت این ماموریت شد. ماجرا از این قرار بود که یکی از هلی‌کوپترهای اعزامی به این ماموریت با سقف یکی از ساختمان‌های اطراف برخورد می‌کند و تعادل خود را از دست می‌دهد. فرمانده عملیات بلافاصله دستور فرود در حیاط نزدیک‌ترین محل را می‌دهد و تیم حمله موفق می‌شوند بدون هیچ‌گونه آسیبی ماموریت خود را به پایان برسانند. مشاهده می‌شود در این سناریو هیچ فرصتی برای گرفتن بهترین تصمیم وجود ندارد.


2. وضعیت مشارکتی: روش تصمیم‌گیری مشارکتی دقیقا همان روش مناسب به نظر می‌رسد. رهبران در این روش نظرات اعضای تیم خود را جمع‌آوری و درخواست بازخورد می‌کنند. در اینجا رهبر کماکان تصمیم‌گیرنده نهایی است، اما اطلاعات دریافتی موجب شده است که توانایی تصمیم‌گیری آگاهانه‌تری داشته باشد. با استفاده از این روش سعی کنید علاوه‌بر جذب کلیه نظرات (موافق و مخالف)، مناسب‌ترین تصمیم را اتخاذ کنید. در اینجا نیز شما می‌توانید برای رسیدن به تصمیمی بهتر از مشاورانی خبره استفاده کنید.


3. وضعیت اتفاق نظر: تصمیم‌گیری مبتنی بر اتفاق نظر بیشتر شبیه به فرآیند انتخابات است. رهبران سازمانی با جمع‌آوری و شمارش نظرات اعضای تیم برای تصمیم‌گیری درباره یک موضوع اقدام می‌کنند. در اینجا، تصمیم مبتنی بر نظرات حداکثر اعضا است. نتایج حاصل از این روش تصمیم‌گیری به‌طور کامل کارکنان و تیم کاری را تحت‌تاثیر خود قرار می‌دهد. این روش بهترین راه برای تصمیم‌گیری نیست اما در بعضی موارد بسیار کاربرد دارد. برای مثال در یک سازمان پس از آنکه رضایت‌سنجی کارکنان انجام گرفته و موارد قابل بهبود شناسایی شده برای راهکارهای جایگزین می‌توان از این روش استفاده کرد.


4. وضعیت آسودگی خاطر: وقتی اطراف شما را به‌عنوان یک رهبر؛ افراد بسیار شایسته احاطه کرده باشند، رهبر سازمانی با آسودگی خاطر کامل به تصمیم‌گیری می‌پردازد. در این حالت توانمندی، سطح بلوغ سازمانی و شایستگی افراد به اندازه‌ای است که بهترین تصمیمات را اتخاد می‌کنند. در این وضعیت رهبران سازمانی به‌واسطه شایستگی اعضای تیم خود، سهم بزرگی از تصمیم‌گیری‌ها را به آنها واگذار می‌کنند. به یاد داشته باشید هرتصمیم در سازمان می‌تواند به منزله آجری برای ساخت فونداسیون شایستگی‌های رهبری شما در سازمان باشد، بنابراین بهتر است مراقب استحکام و زیبایی آن باشید!








ویژگی شخصیتی و توانایی رهبری سازمانی
جمعه 1394/09/6 ساعت 10:40 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
#ویژگی_شخصیتی هریک از ما در ایفای نقش #رهبری، بیش از آنچه که خود و دیگران انتظار دارند، مهم و موثر است. 
بررسی و مطالعه رفتاری رهبران موفق جهان(در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی)، نشان می دهد که این افراد مدل های رفتاری و شخصیتی مشابهی با یکدیگر دارند. 
اینکه هر یک از ما چه قدر توانایی گرفتن تصمیمات دشوار را داریم، به چه میزان قوی و قاطعانه عمل می کنیم، به چه اندازه از دغدغه ها و مسایل جاری کسب و کار یا حوزه کاری خود اطلاع کامل داریم، چه قدر نتیجه گرا هستیم و توانایی ما در تسهیم چشم انداز با افراد به چه میزان است، به طور مستقیم به ویژگی شخصیتی هر کدام از ما وابستگی دارد؟ 
اگر مروری به نحوه پایان جنگ سرد داشته باشید نقش ویژگی های افراد تاثیرگذار در آن مانند رونالد ریگان، مارگارت تاچر و میخائیل گورباچف را در آن بسیار پر رنگ خواهید دید. 

اما مسئله اینجا است که بسیاری از ما نیز به طور خواسته یا ناخواسته با جنگی سرد در سازمان خود با دیگران مواجه هستیم. 
اما چه اقدامی باید انجام داد؟
شاید اولین و مهم ترین گام شناخت مدل رفتاری و شخصیتی خود و افرادی است که موفقیت ما به تعامل مناسب با آنها گره خورده است. در حال حاضر ابزارهای شناخته شده(و البته معتبری) برای شناسایی مدل رفتاری و شخصیتی وجود دارد. 
اما گام های بعدی برای بهبود ایفای نقش رهبری، به گمان بسیار مهم است. 
گام دوم، آن است که بدانیم رهبران موفق و تاثیرگذار چه مدل رفتاری و شخصیتی از خود به نمایش می گذارند. 
و گام سوم و آخر، تهیه برنامه بهبود و انطباق برای رسیدن به مدل رفتاری و شخصیتی یک رهبر موفق است. 
باید به یاد بسپاریم برای رهبری موفق گریزی جز سعی و تلاش صحیح و هدفمند نداریم. 



فونداسیون رهبری!
سه شنبه 1394/09/3 ساعت 12:13 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )



به چالش کشیدن؛ ابزاری برای توسعه مهارت‌های رهبری سازمانی
سه شنبه 1394/09/3 ساعت 08:22 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
تاریخ چاپ: ۱۳۹۴/۰۹/۰۳
سیدمحمد اعظمی‌نژاد
 رئیس کمیته آموزش و پژوهش-انجمن مدیریت ایران 
منبع: forbes
رهبری سازمان‌ها در قرن بیست و یکم با پیچیدگی و دشواری‌های زیادی مواجه است و بی شک تفکرات سنتی و ایستا موجب عقب افتادن و گاه توقف در شرایط اقتصادی و کسب‌وکار فعلی می‌شود. اگر بخواهید در این شرایط به شیوه‌ای مناسب رهبری سازمان خود را برعهده بگیرید نیاز است با تفکراتی متفاوت نسبت به گذشته به مسائل و فرصت‌های روز رسیدگی کنید. 


بدون تردید مرور تجارب گذشته در اغلب موارد مفید است اما از آن مهم‌تر استفاده از خرد حاصل از این تجارب برای ساختن سکوی پرتابی مستحکم برای آینده است. نرخ تغییرات به‌طور کاملا واضحی موجب می‌شود رهبران شایسته و آماده از کسانی که آمادگی لازم را ندارند به آسانی سبقت بگیرند و رهبرانی که در این مسابقه جا می‌مانند با جاده دشواری در آینده مواجه هستند. برای رهبری موثرتر باید فاصله میان حال و آینده را کوتاه کنید. الهام بخشی نوآوری، رهبری تغییرات اغلب فرآیندها از جمله اقدامات جدی برای این کار است که البته نیاز به آمادگی ذهنی و فرهنگی در سازمان دارد. رهبرانی که برای حفظ وضعیت موجود سازمان خود تلاش می‌کنند محکوم به تسلیم در برابر تغییراتی هستند که در آینده رخ خواهد داد. رهبران هوشمند به سادگی منابع ارزشمند خود را هدر نمی‌دهند و البته آنها برای آمادگی سازمان خود همه چیز را به چالش می‌کشند: 

1- به چالش کشیدن اصول بنیادین سازمان: یکی از موضوعات کلیدی در هر سازمان، وجود اصول بنیادین مناسب و به روز است. اگر چشم‌انداز، ماموریت، استراتژی‌ها و ارزش‌های سازمانی تناسب و یکپارچگی نداشته باشند همه چیز را تحت تاثیر خود قرار خواهند داد. وقتی در سازمان شما اهداف به‌طور واضح بیان نشده باشد، چگونه انتظار دستیابی به نتایجی درخشان خواهید داشت؟ بهترین رهبران اصول بنیادین سازمان را تا زمان رسیدن بهترین، مناسب‌ترین و قابل اجراترین عبارات به چالش می‌کشند. 

2- به چالش کشیدن مقصد: رهبری یک سازمان مقصد-محور نیست، چرا که رهبران بزرگ به چیزی بزرگ‌تر از نتیجه فکر می‌کنند. این رهبران درباره اینکه در آینده چه اتفاقی و چگونه رخ می‌دهد فکر می‌کنند. آنها در دام رسیدن به یک مقصد خاص نمی‌افتند و به‌طور مستمر در جست‌وجو و کشف فرصت‌های جدید و مناسب‌تر هستند. 

3- به چالش کشیدن تعهدات: آیا شما به تعهد به وعده‌ها شهرت دارید؟ آیا اینکه به وعده‌های خود عمل کنید، استمرار و پایداری دارد؟ رهبران خوب حتی تعهدات خود به مشتریان و کارکنان را به چالش می‌کشند و سعی در تحقق مناسب‌تر آن دارند. 

4- حتی شرکت‌ها و سازمان‌هایی با شرح خدمت و محصول یکسان، دارای مدل کسب‌وکار مشابه نیستند. این بدین معنا است که وظیفه رهبر هر سازمان به چالش کشیدن مدل کسب‌وکار برای ایجاد مزیت رقابتی نسبت به سایر رقبا است. 

5- به چالش کشیدن اطلاعات: همه ورودی اطلاعاتی دارای ارزش و اهمیت برابر نیستند. بهتر است به جای تمرکز به حجم زیادی از اطلاعات به اطلاعات کاربردی توجه کنید. رهبران هوشمند درک مناسبی از تفاوت‌های بین داده، اطلاعات، دانش دارند. علاوه‌بر این جریان اطلاعات در سازمان باید به گونه‌ای باشد که ارزیابی کیفیت اطلاعات میسر باشد. رهبر سازمانی باید همیشه اطلاعات را به چالش بکشد، اما تفاوت جدی بین شکاک بودن و درک درست از اطلاعات وجود دارد. از همه مهمتر اینکه نتایج سازمانی به دست آمده از اطلاعات باید بتواند رهبر سازمانی را به بهترین تصمیمات هدایت کند. 

6. به چالش کشیدن ساختار سازمانی: همیشه در سازمان ساختارهایی با شکل سنتی پاسخگو نیست. برای توانایی پاسخ به نیازهای مشتریان باید حتی ساختار سازمانی به چالش کشیده شود. رهبران موفق با این کار سعی در بهبود و روان‌تر شدن فعالیت‌ها در سازمان می‌پردازند. 

7- به چالش کشیدن فرهنگ: هر سازمانی فرهنگی ویژه و منحصربه‌فرد دارد. در برخی از سازمان‌ها روابط بین افراد بسیار خصمانه و نامناسب است، بعضی دیگر کارکنانی دارند که به‌طور کامل از یکدیگر حمایت می‌کنند، در یک سازمان ممکن است افراد پرنشاط و پرجنب و جوش باشند و در جایی دیگر افراد خلاف این رفتار داشته باشند. باید توجه کرد که فرهنگ خوب و مناسب برای یک سازمان سرمایه‌ای بزرگ است. نکته‌ای که درباره فرهنگ سازمانی قابل توجه است آن است که فرهنگ یک سازمان به‌طور مستمر درحال تغییر است و یک رهبر سازمانی باید با به چالش کشیدن آن را به سمت و سوی مناسب هدایت کند. 

8- به چالش کشیدن استعدادهای سازمانی: شرم‌آورترین حالت برای یک سازمان، رسوب کردن افراد نخبه و استعدادهای سازمانی است. وقتی یک سازمان نتواند از توانایی‌های این افراد به درستی استفاده کند، آنها به تدریج تبدیل به افرادی منفعل می‌شوند. وظیفه مهم یک رهبر سازمانی شایسته استفاده از تمامی ظرفیت‌های استعدادهای سازمان و به چالش کشیدن آنها با طرح مسائل و فعالیت‌های جدی سازمانی است. 

9- به چالش کشیدن خود: حقیقت آن است که اغلب رهبران، استعداد خوبی برای به چالش کشیدن دیگران دارند اما برای به چالش کشیدن خود موفق عمل نمی‌کنند. رهبران بسیار موفق همواره خود را برای رسیدن به سطح استانداردهای بالاتر رفتاری، نظم و انضباط، پاسخگویی و شفافیت به چالش می‌کشند. به نظر شما رهبران چه موارد دیگری را می‌توانند برای بهبود وضعیت و نمایش بهترین عملکرد از خود و سازمان به چالش بکشند؟




لینک های مرتبط: لینک مقاله در روزنامه ,



 
نظر سنجی
به نظر شما نقش هریک از ما برای بهبود کیفیت زندگی خود در کشور چقدر است؟





دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Instagram