تبلیغات
مدیریت و منابع انسانی - مطالب ابر توسعه
هر روز بهتر می شویم، اگر روحیه و امید داشته باشیم. (روزنوشتهای سید محمد اعظمی نژاد)
اهمیت مراکز ارزیابی مدیریت...
جمعه 1394/04/26 ساعت 01:59 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
در فرایند آموزش و مشورت با شرکت ها و سازمان های مختلف گاهی با مواردی مواجه می شوم که بسیار قابل تامل است. چند سال پیش در یکی از شرکت های نسبتاً بزرگ، شناسایی و استخراج کدهای اخلاقی سازمان موضوع نظر تیم راهبری آن شرکت بود. 
خلاصه اینکه یکی از مدیران شاخص تر خود را متولی پروژه ای با مضمون اخلاق سازمانی کردند. اما اینجا یک مسئله بزرگ وجود داشت. آن فرد به بی اخلاقی در سازمان مشهور بود! تقریباً همه سازمان به صورت یکصدا وی را فردی می شناختند که راستگویی را بلد نیست، به راحتی برای دیگران مسئله ایجاد می کند(یا به قول آنها زیرآب زنی) می کند، از آن مهم تر اینکه توطئه و پرونده سازی می کند تا رقبای خود را از میان بردارد!
وقتی نظرات برداشتی کارکنان سازمان درباره کسی که قرار است رهبری یک پروژه حساس با مضمون اخلاقی را به عهده بگیرد، عدم پذیرش است، نتیجه آن می شود تعداد زیادی جلسه بدون کسب نتیجه برگزار می شود و پروژه انجام می شود. اما نظر کارکنان هنوز براین است که رعایت اخلاق و اخلاق  مداری در این سازمان وضعیتی بحرانی دارد! 

در جایی دیگر، فردی مدیر منابع انسانی شده بود، که ویژگی هایی جالبی داشت، او فردی حسود، کم بین، بسیار کم طاقت و زودجوش و البته بسیار برونگرا(به قول قدیمی ها دهان لق!) بود. تقریباً سازمان را به آشوب کشانده بود. از آنجا که در ابتدای ورودش کسی از این ویژگی های استثنایی او خبر نداشت، بسیاری از افرادی که به او برای حل مسایل خود مراجعه کرده بودند دچار آسیب های جدی شدند. 

در شرکتی دیگر رئیس هیئت مدیره و مالک کارخانه که قصد داشت خود را از کارهای اجرایی رها کند، مدیرعاملی جوان و متخصص را استخدام کرده بود، البته مدیرعامل فردی متخصص در حوزه کسب و کار مربوطه بود، اما حتی از الفبای مدیریت نیز چیزی نمی دانست و تقریبا پذیرش وی در شرکت نزدیک به صفر بود. 

نقص در کجا است؟! 
به گمان من بزرگترین مسئله در سازمان و شرکتهای ایرانی، فقدان بکارگیری افراد شایسته برای پست های مدیریتی است. در بعضی از شرکت ها انتخاب و استخدام مدیران  با روشی مشابه شیر یا خط انجام می شود! و این خود آغاز بروز مسایل جدی در سازمان است. 
پیشنهاد جدی من به سازمان های متوسط و بزرگتر ایجاد مراکز ارزیابی مدیریت یا assessment center به صورت فرایندی در واحد منابع انسانی آنها است. این شرکت ها می توانند کارهای اجرایی مراکز ارزیابی را خود به عهده بگیرند و فعالیت های طراحی و ارزیابی را به مشاور بسپارند. 
اما برای شرکت های با اندازه متوسط و کوچکتر که ممکن است ایجاد مراکز ارزیابی مدیریت، توجیه اقتصادی ندارد، استفاده از یک مشاور مدیریت با تجربه در حوزه ارزیابی برای این کار موکدا پیشنهاد می شود. 

در سطح کلان کشور و مناصب مدیریتی مهم و مدیران کلیدی هم الحمدلله اتفاقات بسیارخوبی در حال انجام است و خوشبختانه تا آنجا که مطلع هستم این برنامه به خوبی در حال پیشرفت است. 

به امید به کارگیری افراد شایسته در مناصبی مناسب آنها 

مرتبط با: نوشته های شخصی ,


آغاز فصل سازندگی
سه شنبه 1394/04/23 ساعت 02:03 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

همیشه عقلانیت و شایستگی، نتیجه می دهد. این پیروزی دیپلماتیک بر مردم ایران مبارک. 

چه خوب است که اکنون که تحریم های اقتصادی برچیده می شود، اراده ای ملی برای بازسازی اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشور داشته باشیم. 
شاید برخی گمان کنند از امروز معجزه رخ می دهد! اما هر یک از ما باید باور کنیم که برای ساختن دوباره کشور مسئولیم و البته برچیده شدن تحریم ها احتمالاً کار را کمی آسانتر خواهد کرد. 

به امید فردای بهتری که با هم خواهیم ساخت. آغاز فصل سازندگی کشور مبارک. 

سید محمد اعظمی نژاد 
23 تیرماه 1394-تهران

مرتبط با: نوشته های شخصی ,

برچسب‌ها: مردم , کشور , توسعه ,

توافق داخلی!
دوشنبه 1394/04/22 ساعت 09:32 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

این روزها بازار توافق داغ است! برای توافقی مهم در یکی از بهترین هتل های دنیا روزها و ساعت ها مذاکره می شود تا به نتیجه ای برد-برد برسند. 
اما صحبت من از آن توافق نیست، از زاویه دیگر به توافق نگاه می کنم. شاید بتوان به توافق داخلی مهمی رسید که از آن توافق مشهور هم اهمیت بیشتری دارد. توافق پیشنهادی من یک توافق کلان تر است، توافقی میان یک جامعه هشتاد میلیونی: 
متن پیشنهادی توافق:

این توافق بین اعضای توافق کننده(جامعه ایرانی)، صورت گرفته است و کلیه طرفین متعهد به رعایت آن هستند، ناظر بر اجرای تعهد خداوند و وجدان بیدار افراد است: 
1- توافق گردید راستگویی و صداقت بین کلیه اعضای توافق کننده جاری باشد. 
2- توافق گردید امانت داری و وفای به عهد بین کلیه اعضاء انجام شود. 
3- هر یک از اعضای توافق کننده متعهد به رعایت حقوق شهروندی دیگران است. 
4- امضاکنندگان توافق متعهد شدند تا مبنای درآمد خود را رزق و روزی حلال دهند. 
5- هریک از توافق کنندگان مسئولیت اقدامات خود را برعهده می گیرند. 
6- امضا کنندگان توافق متعهد شدند منافع ملی را بر منافع فردی ترجیح دهند. 
7- توافق کنندگان بر رعایت متانت، اخلاق مداری و سعه صدر تاکید داشته و برانجام آن متعهد شدند. 

چه توافقی شد!! 


برچسب‌ها: مردم , فرهنگ , توسعه ,

بازآموزی الفبای زندگی، الزامی برای پیشرفت
یکشنبه 1394/04/21 ساعت 08:49 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

شاید کسانی که از هم نسلان من یا کمی قدیمی تر هستند مرحوم حسن نیرزاده نوری را به خاطر داشته باشند، پیرمرد خوشرو و مهربانی با روشی جذاب به کودکان الفبا می آموخت.

شیوه تدریس‌ استاد نیرزاده نوری، آمیزه‌ای از یاددادنی‌های نظری و عملی بود؛ البته با سنگینی کفه بخش‌های عملی و داستانی. نیرزاده با عصا، کلاه و لباس بلند و روستایی (یا دست‌کم شهری اما از نوع قدیمی و قاجاری‌اش)‌ در کلاس درس حاضر می‌شد و هدفش نه فقط آموزش حروف الفبا، که تدریس و انتقال نکات اخلاقی و انسانی نیز بود. او با رفتار حساب شده‌اش در بطن داستان‌ها و خرده داستان‌های هر قسمت از برنامه، به دانش‌آموزان می‌آموخت که پای لنگ شعبان و کلاه کج کمال و لباس وصله‌دار اکبرآقا عیب نیست، بلکه جهل و بی‌سوادی عیب است که جامعه را از پیشرفت باز می‌دارد و باعث می‌شود​ افراد مدام در مدار بسته نادانی و ناتوانی به دور خود بچرخند و خویش را تکرار کنند.(+)

1- تاملی بر رفتار اکثریت جامعه در این روزها، نشان از لزوم بازآموزی مفاهیم مهم اخلاقی، رفتارهای فردی و اجتماعی دارد. 

2-وقتی به  شرکت ها و سازمان هایی که این روزها در آنها تب برنامه های توسعه و آموزش رهبری زیاد شده است، آموزش های رهبری سازمانی ارائه می کنم، متوجه می شوم که اغلب آن ها هنوز الفبای مدیریت را نمی دانند و دغدغه توسعه رهبری سازمانی دارند! 

شاید خیلی خیال کنند آموزش الفبای زندگی کاری تکراری و بیهوده است، اما گمان می کنم نتایجی که در حال حاضر با آن در جامعه مواجه هستیم، نیاز به بازآموزی صحیح آموزش مهارت های زندگی الزامی است. 

هر روز بهتر می شویم، اگر روحیه و امید داشته باشیم. 



برچسب‌ها: مردم , آموزش , توسعه ,

سیاهی لشکر نباشیم!
پنجشنبه 1394/04/18 ساعت 09:02 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )


زندگی واقعی شباهت زندگی به فیلم سینمایی دارد. عوامل زیادی دست در دست هم می دهند تا یک فیلم سینمایی تولید شود. در این بین بعضی از افراد پررنگ تر هستند، نقش های اول و دوم، کارگردان، تهیه کننده و ... در آخر نیز نام آنها در تیتراژ نهایی فیلم به نمایش گذاشته می شود. 
اما برخی از افراد با وجود اینکه در فیلم حضور دارند نه تنها دیده نمی شوند بلکه حتی نامی از آنها برده نمی شود. شاید بی دلیل هم نیست، معمولاً بودن یا نبودن این افراد که اصطلاحاً سیاهی لشکر نامیده می شوند تاثیری در روند داستان فیلم نمی گذارد. 

در زندگی شهروندی و اجتماعی نیز شاید ماجرا از همین قرار باشد. عده ای همیشه شور و اشتیاق دارند، روحیه دارند و به دیگران انرژی و روحیه می دهند، همیشه ایده ای جدید در سر دارند و گروهی دیگر، منفعل، بی رمق، ناامید و در انتظار یک سوپرمن برای حل مشکلات هستند. 

جالب تر اینکه همانطور که در یک فیلم سینمایی تعداد سیاهی لشکر -به رقم دیده نشدن- بسیار بیشتر از نقش های اصلی است، در زندگی واقعی نیز شاید بیش از 90درصد افراد همان در قالب سیاهی لشکر ظاهر می شوند. در حالی که هر یک از ما می توانیم یک نقش اول در محیط پیرامونی خود باشیم. 

تعبیر من از نقش اول در جامعه اما، به معنای نقش اول در بیشترین تاثیرگذاری مثبت در آن است. واقعاً به این ایده فکر کنید که اگر مانند مجله TIME که هر سال 100 فرد تاثیرگذار را معرفی می کند، نهاد یا سازمانی اقدام به شناسایی 100 فرد تاثیر گذار کشور نماید، کدامیک از ما جزء آن 100 نفر خواهیم بود؟ جزء 1000 نفر اول فرد تاثیرگذار چطور؟ خلاصه اینکه باید مراقب باشیم که سیاهی لشگر زندگی خود نباشیم! 




برچسب‌ها: مردم , جامعه , توسعه ,



 
نظر سنجی
به نظر شما نقش هریک از ما برای بهبود کیفیت زندگی خود در کشور چقدر است؟





دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Instagram