تبلیغات
مدیریت و منابع انسانی - مطالب نوشته های شخصی در رسانه ها
هر روز بهتر می شویم، اگر روحیه و امید داشته باشیم. (روزنوشتهای سید محمد اعظمی نژاد)
ابزار پاسخگویی با دیپلماسی و هوشمندی
جمعه 1395/01/27 ساعت 05:03 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
  • روزنامه دنیای اقتصاد- پنجشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۵
سیدمحمد اعظمی‌نژاد    
رئیس کمیته آموزش و پژوهش-انجمن مدیریت ایران 
منبع: mindtools
سال‌ها پیش فیلسوف چینی لائو تزو گفته بود:«همیشه پاسخی هوشمندانه بدهید، حتی اگر رفتاری نابخردانه می‌بینید!»فرض کنید یکی از کارکنان، نتیجه کار خود را ارائه می‌کند. او از عملکرد خود خوشحال به نظر می‌رسد، اما به خوبی واضح است که وی آمادگی لازم را نداشته و ارائه‌ای ضعیف و ناهماهنگی به نمایش گذاشته و شما را به واسطه این عملکرد خود ناامید کرده است.  قبل از اینکه کسی اتاق را ترک کند، او از شما درباره کیفیت ارائه‌اش بازخورد می‌‌گیرد؛ به او می‌‌گویید نحوه ارائه‌اش بسیار درهم و برهم و ناهماهنگ بوده است و از وی انتظار بیشتری داشته‌اید. جای تعجب نیست او از این بازخورد ناراحت می‌شود و احتمالا برای نظری که به او داده‌اید دچار پشیمانی می‌شوید. شما می‌خواستید با او صادق باشید، اما قصد صدمه زدن به احساسات او به ویژه در جلوی دیگران را نداشتید. و یک ماه بعد همان همکار استعفای خود را برای شما ارسال می‌کند.هریک از ما ممکن است چنین تجربه‌ای داشته باشیم، اما شاید بتوان با رعایت ظرافت‌های رفتاری اقداماتی کرد که با وجود بازخوردها و نظرات آسیبی به احساسات افراد وارد نشود. وقتی ما در ارتباطات خود سنجیده عمل می‌کنیم، می‌توانیم روابط خود را به خوبی حفظ کنیم و برای خود اعتبار ایجاد کنیم. در این نوشتار راهکارهایی برای توسعه این کیفیت مهم در ارتباطات ارائه خواهد شد.



مفهوم تدبیر چیست؟ 
«تدبیر» توانایی گفتن حقیقت به گونه‌ای است که احساسات و واکنش‌های افراد در نظر گرفته شود. این توانایی اجازه می‌دهد بازخوردهای بسیار دشوار را به افراد ارائه دهید، اطلاعات حساس و مهم را به گونه‌ای درست منتقل کنید و با حفظ رابطه خود با افراد، صحبت خود را به درستی بازگو کنید. تدبیر از اجزای مهمی مانند هوش هیجانی، احترام، احتیاط، خودآگاهی، اندیشه، مهربانی، ظرافت، صداقت، دیپلماسی و حسن نیت تشکیل شده است. اما چرا رفتار سنجیده مهم است؟ اول اینکه با تدبیر می‌توان اخبار بد و بازخوردهای انتقادی نسبت به عملکرد حرفه‌ای یا شخصی افراد را به آنها ارائه کرد. دوم اینکه رفتار سنجیده، موجب ایجاد و تقویت اعتبار فردی می‌شود. وقتی فردی رفتاری سنجیده می‌کند، نشان می‌دهد از سطح بلوغ، حرفه‌ای‌گری و جامعیت برخوردار است. سوم آنکه تدبیر موجب می‌شود هر یک از ما حسن رفتار را به‌عنوان یکی از نکات مهم در برنامه توسعه‌ای خود قرار دهیم. و در نهایت رفتار سنجیده می‌تواند در بروز بسیاری از تعارضات جلوگیری و از آن مهم‌تر زمینه‌های تعامل مشترک با افراد ایجاد کند؛ بنابراین تدبیر دارایی مهمی در ارتباطات بین فردی به شمار می‌آید. اقدامات زیر می‌تواند برای رفتارهای باتدبیر بیشتر به شما کمک کند:

1) قبل از صحبت کردن، فکر کنید! تا به حال چندبار پیش آمده است که به سرعت صحبتی کرده باشید و سپس از آن گفته ابراز تاسف کرده باشید؟ سعی کنید برای ارتباط با دیگران با استفاده از هوش هیجانی و همدلی به آنها گوش دهید. مهم‌تر از هر چیز نیز ایجاد اعتماد در افراد است. یادتان باشد مخاطب شما آنقدر هوشمند هست که به راحتی متوجه صداقت و مهربانی شما ‌شود. 

2) در زمان مناسب اقدام کنید. فرض کنید یکی از همکاران شما به تازگی متوجه شده است که به دلیل عملکرد نامناسب خود، از طرف رئیس کسر پاداش شده است. از طرفی هم شما مطلع می‌شوید که برای عملکرد خوب خود مورد تشویق قرار گرفته‌اید. آیا هم‌اکنون زمان مناسبی برای دادن این خبر خوب به همکارتان است؟ مسلما خیر! یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تدبیر، صحبت در زمان مناسب است. قبل از شروع به صحبت، موقعیت زمانی را به خوبی در نظر بگیرید و با احتیاط سخن بگویید. 

3) در انتخاب «کلمات» دقت کنید. انتخاب واژگان هنگام گفت‌وگو با دیگران می‌تواند به میزان زیادی مخاطب را تحت تاثیر خود قرار دهد. برای مثال، بهتر است هنگام صحبت با افراد آنها را به‌طور مستقیم مورد خطاب قرار ندهید: «بهتر است دفعه بعد این کار را بهتر انجام دهید!» این گونه صحبت کردن ممکن است افراد را در لاک دفاعی و مقاومت ببرد. اما شاید بتوانید با کمی با آرامش بیشتر و البته غیرمستقیم همان منظور را بیان کنید: «من فکر می‌کنم ارائه شما می‌تواند بسیار قوی‌تر باشد، اگر وقت بیشتری برای پژوهش و مطالعه بگذارید.»به ویژه هنگام ارائه انتقادهای سازنده، استفاده از کلمه «من» بسیار مهم است؛ چرا که با گفتن این واژه شما مسوولیت و مالکیت انتقاد ارائه شده را مستقیما به عهده می‌‌گیرید. به‌عنوان مثال بگویید: «من نگاه متفاوتی به این موضوع دارم.» از طرفی وقتی در یک گفت‌وگوی پرتنش هستید، تا جایی که می‌توانید کوتاه و مختصر سخن بگویید تا شانس بروز تعارضات بیشتر را کمتر کنید. 

4) به زبان بدن خود توجه کنید. زبان بدن شما، به‌طور مستقیم بخش مهمی از تدبیر رفتاری‌تان را به مخاطب منتقل می‌کند و باید زبان بدن با نوع پیامی‌که قرار است به فرد منتقل شود، همخوانی داشته باشد. تقویت زبان بدن یکی از مهم‌ترین کارها برای ارتباط موثر با افراد است (این ابزار قبلا در همین ستون معرفی شده است). 

5) هرگز از خود واکنشی هیجانی و احساسی بروز ندهید. وقتی دچار عصبانیت یا ناراحتی هستید، بروز رفتاری سنجیده و باتدبیر بسیار دشوار خواهد بود؛ بنابراین قبل از دادن هر پاسخ یا واکنش در این حالت به خود آرامش بدهید. یاد بگیرید چگونه احساسات خود را در محیط کار (یا خانه!) کنترل کنید. از محیطی که در آن تنش وجود دارد - حتی برای دقایقی - خارج شوید. کمی استراحت یا پیاده روی کنید یا سعی کنید تنفس عمیق داشته باشید تا دوباره خونسردی خود را به دست آورید. این موضوع نیز بسیار مهم است که ببینید چه چیزی موجب می‌شود رفتاری نسنجیده داشته باشید. 
یادتان باشد صبوری وسنجیده رفتار کردن رسم بازی مدیریت است!


برچسب‌ها: رهبری , مدیریت ,

لینک های مرتبط: لینک مقاله در روزنامه ,

اقداماتی برای افزایش ضریب موفقیت در سال 1395
پنجشنبه 1394/12/27 ساعت 11:46 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

منتشر شده در ویژه نامه پایان سال روزنامه دنیای اقتصاد 

سید محمد اعظمی‌نژاد

رئیس کمیته آموزش و پژوهش انجمن مدیریت ایران

به سال نو دیگری نزدیک می‌شویم. اغلب افراد هیجان‌زده برای استفاده از فرصت‌های پیش‌رو و شروعی تازه برای بهبود در سال جدید هستند. در این نوشتار اقداماتی را با هم مرور خواهیم کرد که ممکن است به افزایش ضریب موفقیت در سال 1395 کمک کند:

اهداف خود را به‌طور کامل شفاف کنید. به جای آنکه بگویید در سال 1395 قرار است چه کارهایی انجام دهید یا چه فعالیت‌هایی را متوقف کنید، اهداف خود را شفاف کنید. برای این کار از ویژگی SMART استفاده کنید. اهداف SMART خاص (Specific)، قابل اندازه‌گیری (Measurable)، قابل‌دسترسی (Attainable) و مرتبط (Relevant) و محدود به زمان (Time-bound) هستند. بهتر است همه اهداف خود را به‌صورت منظم مکتوب کنید؛ چراکه این اقدام به انضباط فکری شما بسیار کمک می‌کند.

استراتژی شبکه‌سازی ایجاد کنید. اگر به‌دنبال فرصت‌های بزرگی هستید، در حقیقت در جست‌وجوی افرادی هستید که می‌توانند این فرصت‌ها را برای شما ایجاد کنند. فرصت‌ها به افراد گره خورده اند. وقتی اهداف سال 1395 را تعیین می‌کنید به دقت فکر کنید که برای هدف به سراغ چه افراد خاصی باید بروید. راهی پیدا کنید تا بتوانید با آنها جلسه‌ای داشته باشید و ارتباطی برنده-برنده برقرار کنید. شبکه‌سازی به معنای دادن و گرفتن کارت ویزیت به افراد نیست؛ بلکه ایجاد ارتباط معناداری است که به موفقیت هر فردی که در این ارتباط هستند کمک می‌کند.

هر روز شکرگزار خدا باشید. یک راه ساده برای کاهش تنش و استرس و داشتن زندگی شادتر این است که هر زمانی که فرصت داشتید شکرگزار خدا باشید. قدردانی و شکرگزاری مستمر روزانه از خداوند موجب می‌شود که تمرکز شما حتی در زمان بسیار سخت، بر روی اتفاقات مثبت زندگی بیشتر شود. 

مراقب سلامتی خود باشید. سلامتی ممکن است تعریف‌های متنوعی برای افراد مختلف داشته باشد. سلامتی به‌طور مشخص به شیوه زندگی هریک از ما بستگی دارد. آمادگی جسمانی مزایای عملکردی مثبتی چون افزایش بهره‌وری فردی، خلق و خوی بهتر، عزت نفس، اعتماد به نفس و حتی خواب بهتر با خود به همراه دارد. برای داشتن شیوه زندگی سالم‌تر لازم است گام‌های کوچک بردارید. یک رژیم غذایی مناسب انتخاب و به آن عمل کنید.از یک مربی ورزشی کمک بگیرید. به‌طور مرتب به یک سالن ورزشی آمادگی جسمانی-یا هر ورزش دیگری که حس خوبی به شما می‌دهد-مراجعه کنید. شاید باور نکنید؛ اما نتایج انتخاب شیوه زندگی سالم به‌طور شگفت‌انگیزی سال جدید شما را دچار تغییر خواهد کرد.

 بیشتر بخوانید. شاید از آمار و ارقام سرانه مطالعه کتاب در ایران شنیده باشید. آخرین آمار رسمی سرانه مطالعه حدود هشت دقیقه در روز به ازای هر نفر است، اما جالب تر اینکه متوسط زمانی که افراد در روز صرف تماشای تلویزیون می‌کنند بین سه تا شش ساعت است. برای سال جدید برای خود تعهدی ایجاد کنید که به جای اختصاص زمان برای تلویزیون، زمان بیشتری برای مطالعه کتاب بگذارید.

یک برنامه توسعه فردی حرفه‌ای ایجاد کنید. با شروع سال جدید، هرفردی برای خود نقاط قابل بهبودی در حوزه‌های مختلف شناسایی می‌کند، اما به سختی این نقاط قابل بهبود را تبدیل به یک برنامه مکتوب می‌کند. شاید بهترین راه برای اندازه‌گیری میزان موفقیت شما آن است برنامه توسعه خود را تهیه و به‌طور منظم آن را مورد سنجش قرار دهید. 

یک مهارت جدید بیاموزید. سعی کنید چیز جدید بیاموزید! نگاهی به برنامه‌های موسسات آموزشی معتبر بیندازید. موضوعات جذاب زیادی برای یادگیری پیدا خواهید کرد. با ثبت‌نام در یکی از این دوره‌های آموزشی با افراد جدیدی ملاقات می‌کنید و فرصت‌های جدیدی به‌روی شما باز خواهد شد. هرگز یادگیری را متوقف نکنید. 

برای خود چشم‌انداز و ماموریت شخصی تدوین کنید. یکی از بزرگ‌ترین موانع برای افراد در هدف‌گذاری فردی، نبود چشم‌اندازی واضح و روشن برای رسیدن به موفقیت است.تدوین بیانیه چشم‌انداز شخصی به شما کمک می‌کند تا به‌خوبی درک کنید طی چند سال آینده به جایگاه ایده‌‌آلی خواهید رسید و این چشم‌انداز همیشه برانگیزاننده و الهام‌بخش خواهد بود و با تعریف ماموریت شخصی، چگونگی رسیدن به چشم‌انداز را مشخص می‌کنید.

خود را به چالش بکشید. داشتن زندگی روتین آسان است. از خواب برخاستن، رفتن به محل کار، صرف شام و رفتن به رختخواب. اما اتفاقات شگفت‌انگیز در زندگی زمانی رخ می‌دهد که در زندگی ریسک کنید و خود را به چالش بکشید. راه‌هایی پیدا کنید تا بتوانید فعالیت‌هایی کمی فراتر از توان خود انجام دهید. کار دشواری برای انجام، پیدا کنید و اگر در آن شکست خوردید، نگران نباشید چراکه در هر شکستی یادگیری بسیار خوبی برای کسب موفقیت‌های بعدی اتفاق می‌افتد. همیشه در جست‌وجوی ماجراجویی‌های بعدی خود باشید.

برای یک سفر برنامه‌ریزی کنید. سعی کنید برای یک سفر ماجراجویانه و متفاوت برای سال 1395 برنامه‌ریزی کنید. راهی خلاقانه برای رفتن به سفر پیدا کنید، حتی ممکن است برنامه‌ریزی کنید تا بخشی از مسیر سفر را پیاده طی کنید. تا می‌توانید عکس بگیرید و از هر دقیقه لذت ببرید. اغلب افراد با خود می‌گویند که دوست دارند جاهای جدید را ببینند؛ اما هرگز یک قدم هم برای انجام آن برنمی‌بردارند. مقصد سفر خود و تاریخ دقیق آن را در سال 1395 همین امروز در تقویم خود یادداشت کنید.

حواستان به جیب تان باشد. هیچ تردیدی نیست که پول می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین عوامل استرس هم در زندگی فردی و هم در ارتباطات ما با دیگران باشد. بودجه‌بندی یکی از اقدامات مهم و ارزشمندی است که می‌تواند به اولویت بندی و مدیریت پول شما کمک کند. در سال جدید برای خود تعهد ایجاد کنید تا مسوول دخل و خرج براساس بودجه‌بندی تعیین شده باشید. 

تعهد خود به اهداف را با یک نفر در میان بگذارید. در نهایت به یک نفر اطلاع و گزارش مستمر دهید که به اهداف و برنامه خود متعهد هستید و مطمئن شوید که این فرد برنامه‌های شما را پیگیری می‌کند. این فرد می‌تواند همسر، شریک تجاری یا یک دوست باشد و ترجیحا بهتر است کسی باشد که بتواند برای شما انگیزه و الهام‌بخشی ایجاد کند.







لینک های مرتبط: لینک مقاله در روزنامه ,

نکاتی مهم برای موفقیت فرآیند تغییر در سازمان
سه شنبه 1394/12/18 ساعت 12:58 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
سید محمد اعظمی نژاد
رئیس کمیته آموزش و پژوهش-انجمن مدیریت ایران منبع: haygroup

از شرایط رکود شدید اقتصادی در سال 2008، سال‌ها می‌گذرد، با این وجود هنوز چالش‌های جدی در کسب و کار در زمینه‌های اقتصادی، فناوری و جمعیتی وجود دارد و بنگاه‌های اقتصادی برای باقی ماندن در بازار رقابتی با دشواری‌های زیادی روبه‌رو هستند.




اما باید دید سازمان‌ها و بنگاه‌ها با این چالش‌ها چگونه برخورد می‌کنند؟ مدیران ارشد شرکت‌ها با توجه و تمرکز بر تغییر در ساختار هزینه، ایجاد مدل‌های اجرایی مبتنی بر کاهش هزینه تلاش می‌کنند تا در بازار رقابت باقی بمانند. جالب اینکه تعداد زیادی از سازمان‌ها بیش از 9 ماه از سال را در حال اقدام برای کاهش هزینه‌های خود هستند و تعداد دیگری بیش از 6 ماه از سال‌کاری در حال برنامه ریزی برای کم کردن هزینه‌های خود هستند. این موضوع نشان می‌دهد تعداد قابل توجهی از سازمان‌ها و شرکت‌ها در حال تجربه تغییرات سازمانی مهمی برای بازنگری سازمان خود هستند.

اما مساله بسیار مهم تری درباره تغییر وجود دارد. تنها تعداد اندکی از سازمان‌ها و بنگاه‌هایی که برای تغییر برنامه‌ریزی می‌کنند، به نتایج مورد انتظار خود دست می‌یابند. این شرکت‌ها تمرکز اصلی خود را بر جنبه‌های منطقی و ساختاری قرار می‌دهند و به کارکنان- به‌عنوان بخش بسیار مهمی از تغییر-توجه کافی ندارند. برنامه تغییر زمانی می‌تواند به نتیجه مورد انتظار منجر شود که افراد مناسب در نقش‌های مناسبی در سازمان گمارده شوند تا بتوانند برای رقابت پاسخگو باشند؛ به نیازها و خواسته‌های مشتریان پاسخ دهند و با استفاده از خلاقیت و نوآوری گام در مسیر توسعه و پیشرفت پایدار بگذارند. باید توجه کرد کلید باز کردن موفقیت‌آمیز قفل زنگ زده کسب و کار، کارکنان شایسته و مناسب هستند.


درصورت بی‌تدبیری، تغییر اختلال ایجاد می‌کند!

شاید آگاهی از این آمار برای شما تکان دهنده باشد: حداقل نیمی از ادغام‌های میان شرکت‌ها، هیچ سودی برای آنها نداشته و بیشتر رهبران این کسب و کارها بر این باورند که این ادغام ارزش و اعتبار سازمان آنها را نابود کرده است.

از سوی دیگر تغییر قاتل زمان برای یک بنگاه اقتصادی است. در بسیاری از موارد مشاهده می‌شود که تغییرات منجر به کاهش قابل توجه بهره‌وری کارکنان، از دست دادن کارکنان کلیدی و تاثیر منفی بر مشتریان می‌شود. بسیاری از ما تاثیرات تغییر بر کارکنان را فراموش می‌کنیم. هر یک از ما به‌عنوان یک انسان در مقابل هرگونه تغییری از خود مقاومت نشان می‌دهیم. پژوهش‌های اخیر متخصصان اعصاب و روان نشان می‌دهد که مقاومت افراد در برابر تغییرات واکنش خودکاری برای دفع یک تهدید است و تا زمانی که افراد تغییر را به‌عنوان یک تهدید تلقی کنند نسبت به آن واکنش منفی نشان می‌دهند. بررسی که مدرسه مدیریت هاروارد به تازگی انجام داده است نشان می‌دهد میزان ساعات کاری مفید برای یک فرد در یک روز کاری هشت ساعته، معادل پنج تا هفت ساعت است اما در صورت بروز هرگونه تغییر ناگهانی در سازمان، این مقدار به کمتر از یک ساعت کاهش می‌یابد! بنابراین خیلی جای تعجب نیست که تنها 9درصد از کسب و کارها در برنامه‌های تغییر خود موفقیت داشته باشند.

راه حل 1: تمرکز اصلی خود را بر کارکنان قرار دهید. جیم کالینز در کتاب «از خوب به عالی» می‌گوید برای رسیدن به بهترین نتایج، شما افراد شایسته را سوار اتوبوس مدیریتی کنید! او طی بررسی دقیق شرکت هایی که مسیر تغییر از خوب به عالی را با موفقیت طی کرده‌اند می‌گوید برای طی کردن مسیر درست تغییر افراد نامناسب را از اتوبوس کسب و کار خود پیاده کنید. شما نیاز به افرادی به شدت توانا دارید که بتوانند بااستفاده از استعداد، دانش، مهارت وعادت‌های خوب در محیط کار فعالیت کنند. سازمان‌های موفق در تغییر به خوبی می‌دانند که برای کسب این موفقیت نیاز به فرهنگ و رفتار درست و مناسب دارند. این جا است که مدیرعامل یک سازمان باید سوال مهم میلیون دلاری را از خود بپرسد:«برای تحقق استراتژی‌های سازمان در تیم رهبری خود به چه افرادی و با چه مهارت‌ها و توانایی هایی نیاز داریم؟»

راه حل 2: به‌صورت هدفمند از کارکنان نظرسنجی کنید. جای تعجب نیست که وقتی کارکنان احساس عدم امنیت می‌کنند، تغییر می‌تواند چالشی بزرگ و واقعی ایجاد کند. بهترین و موفق‌ترین شرکت‌ها در زمینه تغییر، برای حذف احساسات و بی تدبیری، دقیقا از فرآیند تصمیم گیری شروع به اقدام می‌کنند. این سازمان‌ها برای آمادگی کارکنان خود با تغییراتی که قرار است در آینده در سازمان پیاده‌سازی شود، با ظرافت خاصی از کارکنان خود نظرسنجی می‌کنند به‌طوری که در نحوه پرسش کارکنان خود به این نتیجه برسند که تغییر احتمالی پیش رو به نفع آینده شغلی خود و البته سازمان خواهد بود. چالش‌های رو به افزایش در محیط کسب و کار در سطح دنیا و به ویژه کشور ما با توجه به شرایط پساتحریم، گریزی جز ایجاد تغییرات اساسی برای بنگاه‌های اقتصادی برای باقی ماندن در بازار کسب و کار نخواهد گذاشت. اما اگر سازمانی با آمادگی لازم وارد فرآیند تغییر نشود، محکوم به شکست خواهد بود.

هشدار جدی و قابل توجه به سازمان‌ها برای ورود به فرآیند تغییر، موضوع توجه به کارکنان و آماده‌سازی آنها برای همراهی با تغییر برای کسب نتایج موفقیت آمیز است. بنابراین بهتر است نکات اساسی زیر را به خاطر بسپارید:

1. قابلیت‌های جدیدی را که برای رسیدن به شرایط پس از تغییر در کارکنان نیاز است به خوبی شناسایی کنید و برای رسیدن به آن برای کارکنان خود برنامه مدون توسعه‌ای اجرا کنید.

2. با کارکنان خود درباره نقش‌های جدیدی که پس از تغییر باید به عهده بگیرند، به وضوح صحبت کنید.

3. پیش از اینکه وارد فرآیند تغییر شوید شایستگی‌های تیم رهبری سازمان خود را ارزیابی و بهبود دهید.

4. از یک مشاور بیرونی حرفه‌ای برای طراحی و اجرای فرآیند تغییر استفاده کنید.

به یاد داشته باشید اگر به نتایج تمرکز کنید، هرگز تغییری اتفاق نخواهد افتاد اما وقتی بر تغییر متمرکز شوید حتما نتیجه خواهید گرفت.







خود مدیریتی، مهارتی اساسی در رهبری اثربخش سازمانی
چهارشنبه 1394/10/9 ساعت 01:07 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

«خود مدیریتی» از جمله مهارت‌های کلیدی در رهبران موثر است. این مهارت مجموعه‌ای از اقدامات آگاهانه است که بر طرز تفکر، احساسات و رفتارهای هر یک از ما برای کسب بهترین نتایج در زندگی شخصی و حرفه‌ای تاثیرگذار است. «خود مدیریتی» محرکی قوی برای استقلال فردی، تصمیم گیری‌های درست، خلاقانه و در شرایط دشوار است. برخی از رفتارها در فردی که توانایی«خود مدیریتی» دارند بسیار بارز است، از جمله این رفتارها می‌توان به خودآگاهی، خودتنظیمی اهداف، خود انگیختگی، مثبت صحبت کردن، ارتباطات شجاعانه و موثر و توانایی دریافت و ارائه بازخورد است. تبدیل شدن به یک خود-مدیر و حفظ مهارت‌های «خود مدیریتی» یک فعالیت توسعه‌ای به شمار می‌آید. در این نوشتار راهکارهایی برای کسب مهارت‌های «خودمدیریتی» ارائه می‌شود. 

1- بر زمان«حال» متمرکز باشید. اگر برای شما تمرکز کار دشواری است، توانایی انجام کارها در زمان تعیین شده را ندارید، برای شما به یادآوردن جزئیات سخت است، فکر می‌کنید دیگران شما را درک نمی‌کنند؛ همه این موارد نشانه‌هایی از آن است که شما بر وضعیت «حال» تمرکز ندارید. یکی از مهم‌ترین مولفه‌ها برای داشتن یک زندگی سالم و البته توانمندی در «خودمدیریتی»، آن است که در زمان حال (و نه گذشته و آینده) متمرکز باشید. 

2-نگرش ذهنی مثبت داشته باشید. در روزگار حاضر تقریبا هر روز در حال دریافت اخبار نگران‌کننده‌تر هستیم. اما هنر یک رهبر موثر آن است که توانایی نگرش ذهنی مثبت برای خنثی کردن اثرات این اخبار را داشته باشد. برای اینکه بتوانید همیشه نگرش ذهنی مثبت خود را قوی نگاه دارید می‌توانید اقدامات زیر را انجام دهید:
• مثبت‌اندیش باشید. البته مثبت‌اندیشی یک عادت مهم است. همه چیز از ذهن شما آغاز می‌شود. این عادت پراهمیت می‌تواند موفقیت‌های بزرگی را برای شما به ارمغان بیاورد. یکی از بهترین تکنیک‌ها برای دورانداختن یک فکر منفی، جایگزینی آن با یک موضوع مثبت است. برای مثال می‌توانید در هنگام بروز یک فکر منفی به لبخند زیبای کودکی که می‌شناسید فکر کنید. 
• در گفت‌وگوهای خود از زبان مثبت استفاده کنید. گاهی برخی افراد به‌طور مستمر از آب و هوا، وضعیت شغلی، همسر، همسایگان و هرچیز دیگری گلایه و شکایت می‌کنند. مطالعات نشان می‌دهد که دقیقا چنین افرادی از کیفیت زندگی پایین تری نسبت به دیگران برخوردارند. باید به یاد داشت با جایگزین واژگان مثبت به جای کلمات منفی، مسیری مناسب برای کسب بهترین نتایج ایجاد می‌کنید.
• بپذیرید که همه چیز ایده‌آل و کامل نیست. پذیرش این موضوع می‌تواند کمک فراوانی به ایجاد نگرش ذهنی مثبت در شما کند. وقتی این موضوع را می‌پذیریم که برخی چیزها خارج از کنترل ما هستند، به جای اتلاف انرژی روی احساسات منفی، می‌توانیم به جنبه‌های مناسب و مثبت آن تمرکز کنیم.
• بیشتر وقت خود را با افراد مثبت بگذرانید. این یک واقعیت است که طبیعت ما انسان‌ها به گونه‌ای است که به تدریج خلق و خو و رفتارهای مشابه با کسانی که به ما نزدیک هستند، خواهیم گرفت. بنابراین بهتر است بیشترین وقت خود را با کسانی بگذرانید که تفکر مثبتی دارند. 

3-ارزش‌های فردی خود را مشخص کنید. برای رهبری موفق و موثر، نیاز است ارزش‌های شخصی خود را تعیین کنید. برای رهبری که ارزش‌های فردی شفافی داشته باشد، تصمیم‌گیری بسیار آسان‌تر است. مشخص کردن ارزش‌های فردی موجب پایه گذاری اعتماد، افزایش اعتبار و پذیرش یک رهبر در سطح سازمان و کارکنان می‌شود.

4- برای زندگی شخصی خود برنامه ریزی داشته باشید. یکی از مهم‌ترین نشانه‌های مهم در فردی که ویژگی «خودمدیریتی» دارد، داشتن برنامه زندگی(Life Plan) است. یک رهبر موثر برای زندگی فردی خود در تمامی ابعاد، برنامه‌ای تنظیم شده دارد و روزانه وضعیت پیشرفت آن را رصد می‌کند. استفاده از ابزار «چرخ زندگی» یکی از بهترین روش‌ها برای برنامه‌ریزی در زندگی شخصی است که در ابعاد مختلف زندگی به شما امکان برنامه‌ریزی می‌دهد. (این ابزار قبلا در همین ستون معرفی شده است)

5- برای سلامت خود برنامه ویژه‌ای داشته باشید. سلامت جسمانی و روانی برای فردی که قصد رهبری موثر در سازمان دارد یک الزام است. بنابراین اگر تاکنون در این زمینه از خود کاهلی نشان داده‌اید، همین امروز برای سلامت خود برنامه‌ریزی ویژه انجام دهید. موضوعات مهمی چون وضعیت رژیم روزانه غذایی، تحرک و ورزش روزانه، خواب کافی، سلامت ذهن و روان از جمله مواردی است که برای آن باید برنامه ریزی جدی صورت گیرد.

6- مدیریت استرس داشته باشید. ماهیت رهبری سازمانی مواجهه و رویارویی با چالش‌های پیچیده روزانه را می‌طلبد. یک رهبر موثر سازمانی باید توانایی اتخاذ تصمیمات دشوار را در کوتاه‌ترین زمان ممکن داشته باشد و این ویژگی می‌تواند موجب ایجاد استرس شدید و در نتیجه کاهش تدریجی توانایی شود. بنابراین تسلط و آگاهی از روش‌هایی برای کاهش استرس روزانه برای یک رهبر موثر یک الزام است. اما برخی اقدامات کوچک زیر ممکن است به کاهش استرس روزانه کمک کند: 
• پیاده روی روزانه داشته باشید. 
• زمانی از هفته را در طبیعت بگذرانید. 
• با یک دوست نزدیک تماس بگیرید. 
• دفتر خاطرات روزانه داشته باشید.
• به موسیقی گوش دهید. 
• یک فیلم کمدی تماشا کنید. 
به خاطر داشته باشید «خودمدیریتی» یکی از مهارت‌های مهم برای تبدیل شدن به رهبری موثر و تحول گرا است و نقطه آغازین برای تقویت این مهارت آن است که از وضعیت موجود خود آگاه باشید.







راهکارهایی برای تصمیم‌گیری بهتر رهبران سازمانی
سه شنبه 1394/09/10 ساعت 06:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
رهبران کسب‌وکار هر روزه با اتخاذ ده‌ها تصمیم مواجه هستند. با رشد و توسعه بیشتر سازمان، تعداد تصمیم‌گیری‌ها و البته میزان پیچیدگی‌ها بیشتر و پیامدها و عواقب آن جدی‌تر می‌شود. گاهی اوقات تصمیم‌گیری بهنگام، از تصمیم‌گیری کاملا ایده‌آل و درست مهم‌تر است. موفق‌ترین کارآفرینان و رهبران کسب‌وکار در دنیا در طول عمر حرفه‌ای خود تصمیمات اشتباه زیادی گرفته‌اند، اما شکست‌های ناشی از این تصمیمات، به تجارب ارزشمندی برای آنها تبدیل شده است، بنابراین مهم‌تر از همه چیز آن است که راهی برای گرفتن تصمیمات دشوار پیش روی یک رهبر سازمانی قرار داشته باشد.


شاید تصمیم‌گیری در شرایط واقعی نظامی و جنگی، بهترین نمونه برای بیان اهمیت تصمیم‌گیری سریع در شرایط محیطی پرهرج و مرج باشد، چراکه عدم تصمیم‌گیری بهنگام در این شرایط دشوار می‌تواند به از دست رفتن جان ده‌ها نفر منجر شود. در شرایط جنگی همه چیز به‌طور دائم در حال تغییر است و به همین خاطر برنامه‌ریزی مبتنی بر شرایط بسیار حائزاهمیت است اما بدون اجرای مناسب و منطقی تصمیم‌گیری، هیچ ماموریت جنگی با موفقیت به پایان نخواهد رسید. به‌طور مشابه، صاحبان کسب‌وکار، مدیران ارشد و اجرایی به‌منظور حفظ کسب‌وکار و حرکت رو به جلو باید توانایی تصمیم‌گیری خوب و به سرعت را داشته باشند. با این وجود بهترین رهبران به‌خوبی از زمان دریافت اطلاعات لازم از تیم کاری خود آگاهی دارند.


چرا تصمیم‌گیری مهم است؟

نتایج مستقیم تصمیمات ما ممکن است روشن و آشکار باشد، اما علاوه براین، مهم است به یاد داشته باشید:

• تصمیمات رهبر سازمانی روی کارکنان تاثیر می‌گذارد. تقریبا هر تصمیمی در سازمان بر کارکنان به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم تاثیرگذار است. بنابراین بسیار مهم است که از میزان اثر هر تصمیم و «هزینه‌های انسانی» ایجاد شده به خوبی آگاه باشیم.

• تصمیمات هر رهبر سازمانی ارزش‌های او را نشان می‌دهد. اقدامات و رفتارهای هر رهبر سازمانی شهادت می‌دهد که چقدر به آنچه می‌گوید باور و اعتقاد دارد. برای مثال اگر یک رهبر سازمانی در حمایت از «احترام متقابل» صحبت کند اما سابقه مناسبی در رفتارهای احترام‌آمیز در کارنامه خود نداشته باشد، باید در اینکه این موضوع در ارزش‌های قلبی وی باشد، تردید کرد.

• تصمیم‌گیری رهبر سازمانی، برای کارکنان منجر به الگوسازی می‌شود. یک رهبر سازمانی، باید درک کند که آنچه می‌گوید و تصمیم‌گیری می‌کند، کارکنان با دقت فراوان به‌عنوان الگو به آن نگاه می‌کنند.

• تصمیم‌گیری منجر می‌شود تا بتوانید بهتر رهبری کنید. هر رهبر سازمانی، با تصمیم‌گیری نشان می‌دهد که شما توانایی قبول مسوولیت و پاسخگویی در برابر تصمیمات خود را دارید و هر تصمیم رهبر سازمانی را یک گام به پختگی و سطح بلوغ سازمانی نزدیک‌تر می‌کند.


اما شما می‌توانید برای تصمیم‌گیری بهتر از چهار وضعیت زیر استفاده کنید:


1. وضعیت دستوری: روش تصمیم‌گیری دستوری، به گونه‌ای است که در آن رهبران سازمانی بدون مشورت با تیم‌های کاری خود تصمیم‌گیری می‌کنند. این روش به ویژه برای زمان‌هایی اثربخشی دارد که شرایط به گونه‌ای است که تیم نیاز به تصمیم‌گیری با سرعت هرچه بیشتر دارد. در فضای کسب‌وکار، رهبران اغلب برای تصمیمات بزرگ مالی در شرایط بحرانی از این روش استفاده می‌کنند.


در حین ماموریت حمله به خانه اسامه بن‌لادن، دقیقا تصمیم‌گیری به این روش منجر به موفقیت این ماموریت شد. ماجرا از این قرار بود که یکی از هلی‌کوپترهای اعزامی به این ماموریت با سقف یکی از ساختمان‌های اطراف برخورد می‌کند و تعادل خود را از دست می‌دهد. فرمانده عملیات بلافاصله دستور فرود در حیاط نزدیک‌ترین محل را می‌دهد و تیم حمله موفق می‌شوند بدون هیچ‌گونه آسیبی ماموریت خود را به پایان برسانند. مشاهده می‌شود در این سناریو هیچ فرصتی برای گرفتن بهترین تصمیم وجود ندارد.


2. وضعیت مشارکتی: روش تصمیم‌گیری مشارکتی دقیقا همان روش مناسب به نظر می‌رسد. رهبران در این روش نظرات اعضای تیم خود را جمع‌آوری و درخواست بازخورد می‌کنند. در اینجا رهبر کماکان تصمیم‌گیرنده نهایی است، اما اطلاعات دریافتی موجب شده است که توانایی تصمیم‌گیری آگاهانه‌تری داشته باشد. با استفاده از این روش سعی کنید علاوه‌بر جذب کلیه نظرات (موافق و مخالف)، مناسب‌ترین تصمیم را اتخاذ کنید. در اینجا نیز شما می‌توانید برای رسیدن به تصمیمی بهتر از مشاورانی خبره استفاده کنید.


3. وضعیت اتفاق نظر: تصمیم‌گیری مبتنی بر اتفاق نظر بیشتر شبیه به فرآیند انتخابات است. رهبران سازمانی با جمع‌آوری و شمارش نظرات اعضای تیم برای تصمیم‌گیری درباره یک موضوع اقدام می‌کنند. در اینجا، تصمیم مبتنی بر نظرات حداکثر اعضا است. نتایج حاصل از این روش تصمیم‌گیری به‌طور کامل کارکنان و تیم کاری را تحت‌تاثیر خود قرار می‌دهد. این روش بهترین راه برای تصمیم‌گیری نیست اما در بعضی موارد بسیار کاربرد دارد. برای مثال در یک سازمان پس از آنکه رضایت‌سنجی کارکنان انجام گرفته و موارد قابل بهبود شناسایی شده برای راهکارهای جایگزین می‌توان از این روش استفاده کرد.


4. وضعیت آسودگی خاطر: وقتی اطراف شما را به‌عنوان یک رهبر؛ افراد بسیار شایسته احاطه کرده باشند، رهبر سازمانی با آسودگی خاطر کامل به تصمیم‌گیری می‌پردازد. در این حالت توانمندی، سطح بلوغ سازمانی و شایستگی افراد به اندازه‌ای است که بهترین تصمیمات را اتخاد می‌کنند. در این وضعیت رهبران سازمانی به‌واسطه شایستگی اعضای تیم خود، سهم بزرگی از تصمیم‌گیری‌ها را به آنها واگذار می‌کنند. به یاد داشته باشید هرتصمیم در سازمان می‌تواند به منزله آجری برای ساخت فونداسیون شایستگی‌های رهبری شما در سازمان باشد، بنابراین بهتر است مراقب استحکام و زیبایی آن باشید!










 
نظر سنجی
به نظر شما نقش هریک از ما برای بهبود کیفیت زندگی خود در کشور چقدر است؟





دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Instagram