تبلیغات
مدیریت و منابع انسانی - مطالب نوشته های شخصی
هر روز بهتر می شویم، اگر روحیه و امید داشته باشیم. (روزنوشتهای سید محمد اعظمی نژاد)
ویژگی شخصیتی و توانایی رهبری سازمانی
جمعه 1394/09/6 ساعت 11:40 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
#ویژگی_شخصیتی هریک از ما در ایفای نقش #رهبری، بیش از آنچه که خود و دیگران انتظار دارند، مهم و موثر است. 
بررسی و مطالعه رفتاری رهبران موفق جهان(در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی)، نشان می دهد که این افراد مدل های رفتاری و شخصیتی مشابهی با یکدیگر دارند. 
اینکه هر یک از ما چه قدر توانایی گرفتن تصمیمات دشوار را داریم، به چه میزان قوی و قاطعانه عمل می کنیم، به چه اندازه از دغدغه ها و مسایل جاری کسب و کار یا حوزه کاری خود اطلاع کامل داریم، چه قدر نتیجه گرا هستیم و توانایی ما در تسهیم چشم انداز با افراد به چه میزان است، به طور مستقیم به ویژگی شخصیتی هر کدام از ما وابستگی دارد؟ 
اگر مروری به نحوه پایان جنگ سرد داشته باشید نقش ویژگی های افراد تاثیرگذار در آن مانند رونالد ریگان، مارگارت تاچر و میخائیل گورباچف را در آن بسیار پر رنگ خواهید دید. 

اما مسئله اینجا است که بسیاری از ما نیز به طور خواسته یا ناخواسته با جنگی سرد در سازمان خود با دیگران مواجه هستیم. 
اما چه اقدامی باید انجام داد؟
شاید اولین و مهم ترین گام شناخت مدل رفتاری و شخصیتی خود و افرادی است که موفقیت ما به تعامل مناسب با آنها گره خورده است. در حال حاضر ابزارهای شناخته شده(و البته معتبری) برای شناسایی مدل رفتاری و شخصیتی وجود دارد. 
اما گام های بعدی برای بهبود ایفای نقش رهبری، به گمان بسیار مهم است. 
گام دوم، آن است که بدانیم رهبران موفق و تاثیرگذار چه مدل رفتاری و شخصیتی از خود به نمایش می گذارند. 
و گام سوم و آخر، تهیه برنامه بهبود و انطباق برای رسیدن به مدل رفتاری و شخصیتی یک رهبر موفق است. 
باید به یاد بسپاریم برای رهبری موفق گریزی جز سعی و تلاش صحیح و هدفمند نداریم. 



علم بهتر از ثروت نیست؟!
چهارشنبه 1394/09/4 ساعت 11:17 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

وقتی متن آگهی که در یکی از روزنامه ها به چاپ رسیده بود در شبکه های اجتماعی دست به دست برای به دست من رسید، بسیار شوکه شدم، به ویژه اینکه در گروهی از تلگرام آن را دریافت کردم که بیش از نیمی از اعضای آن از فرهنگیان بازنشسته و فرهیخته کشور هستند.
چند روزی بود که قصد داشتم گزارشی از بخشی دغدغه های شخصی ارائه کنم و مشاهده متن تصویر بالا انگیزه بیشتری در من برای نگاشتن این سطور ایجاد نمود: 
1-واژه #ثروت باید برای افراد یادآوری و بازتعریف شود. به گمان من مردمان ما با وجود تغییرات فرهنگی و اجتماعی طی سالیان گذشته، هنوز در تعریف سنتی #ثروت جا مانده اند. شاید یکی از جذاب تعریف های از واژه #ثروت، تعریف رابرت کیوساکی باشد:«ثروت یعنی، شما اگر کار نکنید تا کی میتونید دوام بیاورید…»
اما اگر قرار باشد کمی ایدآل گراتر به این تعریف نگاه کنیم، شاید ثروت شامل سلامتی، پول، شاد بودن، ارتباطات اجتماعی اثربخش و موفق، دانش و تجربه مناسب(که لزوما شامل مدرک دکتری و فوق لیسانس نیست!) و .... باشد. بنابراین با این تعریف می شود برداشت کرد بسیاری از ما خیلی ثروتمند نیستیم! 
2-#پول حتما" مهم است! پدربزرگ مرحوم و دوست داشتنی من همیشه به جوان ترها از ضرب المثل معروف استفاده می کرد:«گرسنگی نکشیدی که عاشقی از یادت بره!» 
بدون تردید #پول در زندگی امروز جایگاه مهمی دارد. به چشمان خود دیده ام زوج هایی که با عشق ازدواج کردند و کمتر از 2 یا 3 سال به دلیل مسایل پولی و معیشتی از هم جدا شده اند. حتما" شما نیز چنین مشاهدات تلخی داشته اید. 
3- #فرهنگ کار باید دوباره احیا شود. آن روزها که عده ای هرشب در صف می ایستادند و سکه می خریدند و با حاشیه سود باور نکردنی در بازار می فروختند، یا آنروزها که عده ای وام های کم بهره گرفتند که به جای استفاده در چرخه تولید و کارآفرینی، دلار، مسکن و خودرو خریدند، پیش بینی می شد که فرهنگ کار دچار تغییرات بنیادین شود. 
وقتی جوانانی می بینم که باور دارند که باید ره صدساله را یک شبه طی کرد، اطمینان حاصل می کنم راهی جز احیای دوباره فرهنگ کار در کشور برای بهبود اوضاع معیشتی افراد وجود ندارد. 
شاید این واژه در نوشتارهای من تکراری باشد اما به دلیل اهمیت و علاقه شخصی آن را مجددا مطرح می کنم، برای بهتر شدن وضعیت و کیفیت زندگی ما نیز مانند بسیاری از مردمان کشورهای موفق دنیا، گریزی جز #خود_حکومتی نداریم. 
4-فرهنگ #فکر_کردن باید در جامعه تقویت شود. وقتی روحیه #خود_مدیریتی در مردمان یک جامعه وجود داشته باشد، هرکس خود را ملزم به رعایت انضباط، برنامه ریزی، کنترل، تسلط بر فرایندهای زندگی و پاسخگویی به مسئولیت های خود می داند. هرفردی به طور بدیهی برای برنامه ریزی فکر می کند و این کاری است باید برای آن بخش زیادی از جامعه ما برای آن آموزش ببینند.(و البته رسانه ملی برای این کار مسئولیت سنگینی برعهده دارد. 
من اطمینان دارم آن معلم زحمتکشی که متن آگهی عذرخواهی از دانش آموزان خود منتشر کرده است، زیر فشار بار مسایل معیشتی چنین نوشتاری را منتشر کرده است و دست او و همه معلمانی که برای تربیت فرزندان این کشور از جان مایه می گذارند می بوسم. 
مسیر #توسعه، #پیشرفت و تولید #ثروت در کشور گرچه مسیر دشواری است، اما بی شک با اعتماد به نفس، آمادگی و همدلی پیمودنی است. 
سیدمحمد اعظمی نژاد
تهران- آذرماه 1394






فونداسیون رهبری!
سه شنبه 1394/09/3 ساعت 01:13 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )



به چالش کشیدن؛ ابزاری برای توسعه مهارت‌های رهبری سازمانی
سه شنبه 1394/09/3 ساعت 09:22 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
تاریخ چاپ: ۱۳۹۴/۰۹/۰۳
سیدمحمد اعظمی‌نژاد
 رئیس کمیته آموزش و پژوهش-انجمن مدیریت ایران 
منبع: forbes
رهبری سازمان‌ها در قرن بیست و یکم با پیچیدگی و دشواری‌های زیادی مواجه است و بی شک تفکرات سنتی و ایستا موجب عقب افتادن و گاه توقف در شرایط اقتصادی و کسب‌وکار فعلی می‌شود. اگر بخواهید در این شرایط به شیوه‌ای مناسب رهبری سازمان خود را برعهده بگیرید نیاز است با تفکراتی متفاوت نسبت به گذشته به مسائل و فرصت‌های روز رسیدگی کنید. 


بدون تردید مرور تجارب گذشته در اغلب موارد مفید است اما از آن مهم‌تر استفاده از خرد حاصل از این تجارب برای ساختن سکوی پرتابی مستحکم برای آینده است. نرخ تغییرات به‌طور کاملا واضحی موجب می‌شود رهبران شایسته و آماده از کسانی که آمادگی لازم را ندارند به آسانی سبقت بگیرند و رهبرانی که در این مسابقه جا می‌مانند با جاده دشواری در آینده مواجه هستند. برای رهبری موثرتر باید فاصله میان حال و آینده را کوتاه کنید. الهام بخشی نوآوری، رهبری تغییرات اغلب فرآیندها از جمله اقدامات جدی برای این کار است که البته نیاز به آمادگی ذهنی و فرهنگی در سازمان دارد. رهبرانی که برای حفظ وضعیت موجود سازمان خود تلاش می‌کنند محکوم به تسلیم در برابر تغییراتی هستند که در آینده رخ خواهد داد. رهبران هوشمند به سادگی منابع ارزشمند خود را هدر نمی‌دهند و البته آنها برای آمادگی سازمان خود همه چیز را به چالش می‌کشند: 

1- به چالش کشیدن اصول بنیادین سازمان: یکی از موضوعات کلیدی در هر سازمان، وجود اصول بنیادین مناسب و به روز است. اگر چشم‌انداز، ماموریت، استراتژی‌ها و ارزش‌های سازمانی تناسب و یکپارچگی نداشته باشند همه چیز را تحت تاثیر خود قرار خواهند داد. وقتی در سازمان شما اهداف به‌طور واضح بیان نشده باشد، چگونه انتظار دستیابی به نتایجی درخشان خواهید داشت؟ بهترین رهبران اصول بنیادین سازمان را تا زمان رسیدن بهترین، مناسب‌ترین و قابل اجراترین عبارات به چالش می‌کشند. 

2- به چالش کشیدن مقصد: رهبری یک سازمان مقصد-محور نیست، چرا که رهبران بزرگ به چیزی بزرگ‌تر از نتیجه فکر می‌کنند. این رهبران درباره اینکه در آینده چه اتفاقی و چگونه رخ می‌دهد فکر می‌کنند. آنها در دام رسیدن به یک مقصد خاص نمی‌افتند و به‌طور مستمر در جست‌وجو و کشف فرصت‌های جدید و مناسب‌تر هستند. 

3- به چالش کشیدن تعهدات: آیا شما به تعهد به وعده‌ها شهرت دارید؟ آیا اینکه به وعده‌های خود عمل کنید، استمرار و پایداری دارد؟ رهبران خوب حتی تعهدات خود به مشتریان و کارکنان را به چالش می‌کشند و سعی در تحقق مناسب‌تر آن دارند. 

4- حتی شرکت‌ها و سازمان‌هایی با شرح خدمت و محصول یکسان، دارای مدل کسب‌وکار مشابه نیستند. این بدین معنا است که وظیفه رهبر هر سازمان به چالش کشیدن مدل کسب‌وکار برای ایجاد مزیت رقابتی نسبت به سایر رقبا است. 

5- به چالش کشیدن اطلاعات: همه ورودی اطلاعاتی دارای ارزش و اهمیت برابر نیستند. بهتر است به جای تمرکز به حجم زیادی از اطلاعات به اطلاعات کاربردی توجه کنید. رهبران هوشمند درک مناسبی از تفاوت‌های بین داده، اطلاعات، دانش دارند. علاوه‌بر این جریان اطلاعات در سازمان باید به گونه‌ای باشد که ارزیابی کیفیت اطلاعات میسر باشد. رهبر سازمانی باید همیشه اطلاعات را به چالش بکشد، اما تفاوت جدی بین شکاک بودن و درک درست از اطلاعات وجود دارد. از همه مهمتر اینکه نتایج سازمانی به دست آمده از اطلاعات باید بتواند رهبر سازمانی را به بهترین تصمیمات هدایت کند. 

6. به چالش کشیدن ساختار سازمانی: همیشه در سازمان ساختارهایی با شکل سنتی پاسخگو نیست. برای توانایی پاسخ به نیازهای مشتریان باید حتی ساختار سازمانی به چالش کشیده شود. رهبران موفق با این کار سعی در بهبود و روان‌تر شدن فعالیت‌ها در سازمان می‌پردازند. 

7- به چالش کشیدن فرهنگ: هر سازمانی فرهنگی ویژه و منحصربه‌فرد دارد. در برخی از سازمان‌ها روابط بین افراد بسیار خصمانه و نامناسب است، بعضی دیگر کارکنانی دارند که به‌طور کامل از یکدیگر حمایت می‌کنند، در یک سازمان ممکن است افراد پرنشاط و پرجنب و جوش باشند و در جایی دیگر افراد خلاف این رفتار داشته باشند. باید توجه کرد که فرهنگ خوب و مناسب برای یک سازمان سرمایه‌ای بزرگ است. نکته‌ای که درباره فرهنگ سازمانی قابل توجه است آن است که فرهنگ یک سازمان به‌طور مستمر درحال تغییر است و یک رهبر سازمانی باید با به چالش کشیدن آن را به سمت و سوی مناسب هدایت کند. 

8- به چالش کشیدن استعدادهای سازمانی: شرم‌آورترین حالت برای یک سازمان، رسوب کردن افراد نخبه و استعدادهای سازمانی است. وقتی یک سازمان نتواند از توانایی‌های این افراد به درستی استفاده کند، آنها به تدریج تبدیل به افرادی منفعل می‌شوند. وظیفه مهم یک رهبر سازمانی شایسته استفاده از تمامی ظرفیت‌های استعدادهای سازمان و به چالش کشیدن آنها با طرح مسائل و فعالیت‌های جدی سازمانی است. 

9- به چالش کشیدن خود: حقیقت آن است که اغلب رهبران، استعداد خوبی برای به چالش کشیدن دیگران دارند اما برای به چالش کشیدن خود موفق عمل نمی‌کنند. رهبران بسیار موفق همواره خود را برای رسیدن به سطح استانداردهای بالاتر رفتاری، نظم و انضباط، پاسخگویی و شفافیت به چالش می‌کشند. به نظر شما رهبران چه موارد دیگری را می‌توانند برای بهبود وضعیت و نمایش بهترین عملکرد از خود و سازمان به چالش بکشند؟




لینک های مرتبط: لینک مقاله در روزنامه ,

توجه به مشتری!
دوشنبه 1394/09/2 ساعت 12:51 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
 
نظر سنجی
به نظر شما نقش هریک از ما برای بهبود کیفیت زندگی خود در کشور چقدر است؟





دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Instagram