هر روز بهتر می شویم، اگر روحیه و امید داشته باشیم. (روزنوشتهای سید محمد اعظمی نژاد)
انتخاب شما چیست؟‌ سكه یكی سنتی یا اسكناس 10 دلاری
سه شنبه 1395/03/25 ساعت 04:05 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

نمی توان این واقعیت مهم را كتمان كرد كه ضریب اثر كسانی كه به صورت روزانه با آنها در تعامل هستیم،‌ روی رفتار؛،‌كردار،‌ عملكرد و نتایجی كه در زندگی بدست می آوریم اثرگذار است. 

نباید تردید كرد كسی كه اطراف خود را با افرادی مثبت اندیش،‌ پرانرژی و خوش مشرب پركرده است،‌ روز بسیار بهتری نسبت به كسی دارد كه اطرافیانی متضاد دارد. 

اینكه در طول روز با چه كسانی نزدیكترین و بیشترین تعامل را داشته باشیم، یك انتخاب است و در زندگی دقیقا انتخاب های ما است كه نتایج عملكردی مان را رقم می زند. 

جایی خواندم :‌ دوستان ما شباهت زیادی به پول دارند،‌ من ترجیح می دهم در جیبم به جای یك سكه یك سنتی،‌ یك اسكناس 10 دلاری داشته باشم! 

البته قدرت انتخاب بعضی افراد هم بین اسكناس 10 دلاری و 100 دلاری است!! 


بی دلیل نیست كه شاعر می گوید:‌ تو اول بگو با کیان زیستی   پس آنگه بگوبم كه تو كیستی 

پیشنهاد می كنم لحظه ای درنگ كنید و نام 5 نفری اولی در روز بیشترین تعامل و ارتباط را با آنها را بنویسید. به نظر شما ضریب وزنی این افراد چگونه است؟‌ انتخاب شما چگونه بوده است؟‌

یادمان باشد كه :‌

همنشین تو از تو، به باید          تا تو را عقل و دین بیفزاید





دو خبر و چند سطر نوشتار...
شنبه 1395/02/25 ساعت 10:35 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
خبر اول؛ شهادت فرمانده یگان تکاوری نیروی دریایی سپاه پاسداران سردار محمد ناظری و 
خبر دوم، برکناری فرمانده ملوانان آمریکایی بازداشت شده در خلیج فارس

این افتخار داشته ام را که سال ها پیش و در دوران دانشجویی به عنوان مهمان تجربه همجواری با کلاه سبزهای نیروی دریایی ارتش و البته یکی از افسران گرانقدری که در فتح خرمشهر جانفشانی نموده است،  را داشته باشم. 
آن روزها البته خیلی با مفاهیم مدیریت و رهبری آشنا نبودم-هرچند که این روزها هم همینطور است!- اما در یک سفر مشترک اتفاقی رخ داد که اهمیت شایستگی در این افراد را دریافتم. 
در روزهای گرم تابستانی در یکی از قرارگاه های بندری مهمان بودم و به اتفاق 2 نفر دیگر در قایق موتوری با فاصله کمتر از 20 متر به اتفاق آن فرمانده در حال ماهیگیری بودیم. مخزن بنزین سوختگیری قایق ها در اسکله و نزدیکی ما قرار داشت. ناگهان یکی از قایق های پارک شده در اسکله به دلایل نامعلوم آتش گرفت. فاصله قایق مذکور به اندازه ای کمی بود که در صورت انفجار، آتش به مخزن اصلی سرایت و بیم انهدام اسکله می رفت. فرصت برای تصمیم گیری شاید به اندازه چند ثانیه بود. فرمانده شجاعانه به آب زد و خود را به قایق شعله رساند و آن را با شنا از اسکله دور نمود.واقعا از یک بحران جلوگیری شده بود. 
اقدام مهم تر او؛ احضار کلیه افراد حاضر در قرارگاه و مرور حادثه بود. او به دنبال مقصر نبود بلکه در جستجوی علت بود و دقیقا مشخص شد که یکی از ناوی ها در خاموش نمودن موتور آن قایق کوتاهی نموده است. 
اما در خبر برکناری فرمانده ملوانان آمریکایی بازداشت شده در خلیج فارس دلیل آن توسط یکی از مقامات ارشد آمریکایی اعلام شده که این نیرو اعتماد خود را نسبت به «اریک راش» فرمانده اجرایی اسکادران و ۱۰ ملوانی که در ماه ژانویه دچارحادثه شدند، از دست داده است.چرا که او فاقد ویژگی‌هایی چون رهبری موثر و کارا، نظارت و رعایت معیار‌ها بود.
1-  فرماندهان فوق العاده ای چون شهید سردار ناظری و بسیاری دیگر اندوخته های ارزشمند دانشی و تجربی دارند و چه خوب است این دانش استخراج و مدیریت شود. 
2- اگر مدل شایستگی فرماندهان ارتش آمریکا را مرور کنید، با ویژگی های بسیار سخت گیرانه مواجه خواهید شد.ظهور افرادی مانند اریک راش، نشان از وجود نقص در فرایند ارزیابی و انتخاب فرماندهان در این نیرو دارد. 
3- به نظر می رسد گاهی برخی از شایستگی ها قابل استخراج و شناسایی نیستند؛ چرا که از خودگذشتگی و جانفشانی که در برخی رهبران و مدیران مشاهده می شود در هیچ مدل شایستگی نمی گنجد. 
سیدمحمد اعظمی نژاد 
تهران-25 اردیبهشت 95
پی نوشت: چند روز پیش در جلسه ای آن فرمانده را پس از سالها دوباره دیدم. و البته انگیزه ای شد برای نگاشتن این سطور 
راستی: شیر، شیر است، گرچه پیر بُوَد




برداشتهایی از ورزش قایقرانی
جمعه 1395/02/10 ساعت 10:23 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
تابستان سال 1373 در دوران دانشجویی با یکی از دوستان و هم دانشکده های بسیار خوب تصمیم گرفته شد به کلاس های آموزش قایقرانی مجموعه ورزشی آزادی برویم. 
این ورزش فوق العاده است، ورزشی فرح بخش و البته بسیار دشوار! تنها سه هفته از شروع کلاس ها گذشته بود، دریاچه برای مسابقه بین افراد کلاس نشان گذاری شده بود! آن روز به جای تمرین وارد مسابقه شدیم! لحظات شروع مسابقه هرگز از خاطرم پاک نمی شود. همه قایق های دونفره در یک خط آماده حرکت بودند و ناگهان شروع مسابقه اعلام شد. با وجود آنکه با تمام توان من و دوست همراهم پارو می زدیم اما من احساس کردم قایق ما با سرعت هرچه بیشتر به جای حرکت به جلو، در خلاف جهت حرکت می کند! البته بعدا معلوم شد قایق های دیگر سرعت زیادی در حرکت رو به جلو داشتند. در آن مسابقه با افتخار آخر شدیم(با ذکر این توضیح که حدود 45 دقیقه طول کشید تا بعد از آخرین قایق به خط پایان برسیم!!) 
اما برداشتهای شخصی از  این داستان برای من ماندگاری بیشتری دارد: 
1- رمز و راز موفقیت قطعی، تمرین، تکرار و آمادگی است. رقبای حاضر در آن مسابقه همگی از سابقه بیشتر، مهارت بالاتر و آمادگی جسمانی خیلی خوبی برخوردار بودند. بنابراین باید به پیش فرضها و بدیهیات موفقیت توجه نمود. 
2-برای رسیدن به مقصد، باید اصول کار تیمی ر ا رعایت کرد. ورزش قایقرانی(به خصوص قایق های دو نفره و بالاتر)، افراد را برای انجام یک کارتیمی هماهنگ و یکپارچه آماده می کند. نمی توان انتظار هرکس به هرسمت و در هر زمان دلخواه پارو بزند و انتظار پیروزی داشته باشد. گاهی با خود فکر می کنم جامعه ما نیز شبیه یک قایق بسیار بزرگ است و مشاهده می کنیم در این قایق هرفردی پاروی خود را می زند در حالی که اگر کمی هوشمندانه و جامع نگرانه به زندگی اجتماعی نگاه کنیم، قایق جامعه با سرعت و کیفیت زندکی بسیار بالاتر به مقصد توسعه می رسد. 
3-شکست، سرمایه گذاری برای موفقیت است. در نوشتاری که اخیرا در روزنامه دنیای اقتصاد منتشر نمودم، استفاده بهتر و زیباتری از واژه شکست ارائه شد، نسبت درس آموخته های حاصل از شکست تقسیم هزینه ای که برای شکست متحمل شده ایم معادل بازگشت سرمایه شکست است. به عبارتی هرچقدر دروس آموخته شده از یک شکست بهتر استخراج و مستند شوند، شکست ظاهری تبدیل به سرمایه گذاری بزرگی برای موفقیت های آینده خواهد شد. 
4-برای کسب موفقیت، استمرار از استعداد بسیار مهم تر است. بسیار از دوستان جوان تر و با انگیزه برای کسب موفقیت می پرسند چگونه می توان به موفقیت های علمی، مالی  ... رسید. به گمان من استعداد شرط لازم برای موفقیت هست اما هرگز کافی نیست، پشتکار، تلاش و استمرار شاید از همه چیز مهم تر باشد. 


مرتبط با: نوشته های شخصی ,

برچسب‌ها: موفقیت , مدیریت ,

یادداشتی درباره تراژدی ستایش و امید
پنجشنبه 1395/02/9 ساعت 01:39 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

نگاشتن درباره آسیب های اجتماعی همیشه دشوار و رنج آور است. با این وجود گاهی یادآوری بعضی موارد ممکن است منجر به تلنگری هرچند کوچک برای بهبود وضعیت باشد. من البته جامعه شناس و مردم شناس نیستم و آنچه در ذیل نگاشته می شود، نظرات شخصی نگارنده و احتمالا فاقد ارزش علمی است. 
آنچه درباره فاجعه از میان رفتن دختری 6 ساله به نام ستایش و اقدامات پسری 16 ساله با نام مستعار امید منتشر شده است، بسیار قابل تامل است: 
1- رده سنی نوجوان و جوان نیازمند تخلیه هیجانات و انرژی است. شیوه زندگی امروزی موجب شده است که افرادی که در این رده سنی قرار می گیرند، امکان تخلیه هیجانات و انرژی خود را نداشته باشند. کودکان دیروز و نوجوانان و جوانان امروز ما، در مدرسه حق دویدن ندارند! در خانه(که معمولا آپارتمان است) حق بازی، شلوغ کردن و تخلیه انرژی خود را ندارد و خلاصه اینکه امکان اینکه رفتارهایی مطابق با اقتضای سن خود داشته باشد، تقریبا ندارد. 
در سریال ارزشمند بوعلی سینا، جایی که دو مأمور پس از سفری دور به مأوای بوعلی می‌رسند و او را در هیأت یک نوجوان، مشغول بازی بر بالای درخت می‌بینند. سپس با تعجب بسیار می‌پرسند که حکیم خود شما هستید؟ وقتی جواب مثبت می‌شنوند می‌پرسند چگونه چنین چیزی ممکن است. (اشاره‌شان به بازی کردن او بر بالای درخت است)‌ حال آن که جواب حکیمانه بوعلی باز هم آنها را به حیرت وامی‌دارد. او می‌گوید: «پرسش‌تان را حکیمانه پاسخ گفتم که اقتضای علم من است و بالای درخت مشغول بازی‌ام که اقتضای سن و سالم است.»
در حالی که درصد زیادی از نوجوان و جوانان ما امکان ایجاد براساس مقتضیات سن خود رفتار کنند ندارند! 
2- رده سنی کودک و خردسال نیاز به مراقبت ویژه والدین دارند. دختربچه ها و پسربچه ها در سنین خردسالی بسیار آسیب پذیرند. آمارها نشان می دهد که میانگین کشوری کودک آزاری 23 مورد در روز است.(لینک منبع خبر). بنابراین جنبه خودمدیریتی پیشگیری از تراژدی ستایش، مراقب از کودکان است. 
3- رسانه ها و شبکه های اجتماعی اثرگذارند. با وجود آنکه رسانه ها و شبکه های اجتماعی می توانند تاثیرات مثبت و کاربردهای بسیار خوبی در اجتماع داشته باشند اما متاسفانه نامناسب ترین شکل آن برای جامعه نوجوان و جوان باقی می ماند. نمایش سریال های بسیار نامناسب ماهواره ای، دست به دست شدن ویدئوهای بسیار نامناسب و مستجهن در میان نوجوانان و جوانان تاسف بار است و خود عامل مهمی برای تحریک هیجانات آنها است. 
4-  وضعیت زنان خیابانی نیازمند مدیریت است. حتی در جوامع کاملا آزاد مانند فرانسه، زنان خیابانی محل استقرار مشخصی دارند چرا که کسب و کار آنها وسط آن دولت مورد تایید قرار گرفته است و حتی شامل مالیات می شود. بنابراین حضور این افراد در دیگر نقاط شهر جرم محسوب شده و شامل جریمه و حتی زندانی شدن این افراد می گردد. بنابراین زنان و دختران در آن جوامع با وجود آنکه پوشش مناسب و حجاب ندارند، در امان هستند علاوه بر اینکه حضور آنها به موجب تحریک قشر نوجوان و جوان نمی شود. اما متاسفانه این روزها مشاهده می شود زمان دسترسی به چنین افرادی در سطح شهر مشابه دسترسی به مواد مخدر کمتر از 5 دقیقه است! 
5-اعدام امید 16 ساله دردی را دوا نمی کند. با ضریب اطمینان بالا می توان گفت مشابه تراژدی تلخ ستایش و امید با توجه شرایط موجود تکرار خواهد شد. چرا که تمام بسترهای موجود برای بروز و ظهور این اتفاق در جامعه وجود دارد. 

راه حل چیست؟ 
همانگونه در گذشته نیز بارها بر این موضوع تاکید نموده ام، وقت آن رسیده است که دانشمندان مردم شناس، جامعه شناس و روانشناسان با بودجه و حمایت بالای دولتی و فارغ از دغدغه های معیشتی به میدان بیایند و آسیب های موجود به طور دقیق مطالعه، بررسی و تحلیل کنند و راهکارهایی کوتاه مدت و بلند مدت ارائه دهند. 
یادمان باشد امیدها و ستایش ها و همه دختران و پسران ایرانی همان کسانی هستند که قرار است آینده این کشور را اداره کنند و همه ما در پرورش، محافظت از آنها مکلف و مسئول هستیم. 
سیدمحمد اعظمی نژاد 
تهران-9 اردیبهشت 1395 



برچسب‌ها: مردم , جامعه , مدیریت ,

از آسمان طلا می بارد!
یکشنبه 1395/01/15 ساعت 12:28 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

در صفحات نخستین کتاب خوب «قانون توانگری» اثر خانم کاترین پاندر آمده است: «سال ها پیش بازرگانی همواره اندیشه ای مقتدرانه ای به کار می گرفت. هرگاه مردم از او درباره وضع بازار می پرسیدند، بی درنگ پاسخ می گفت: وضع بازار بی نظیر است! زیرا از آسمان طلا می بارد! به راستی نیز درمورد او چنین بود. با هرکس  که روبرو می شد معامله ای موفق داشت...»

1- یکی از نقاط قابل بهبود افرادی در دنیای کسب و کار کشورمان ایران در حال فعالیت هستند از کسبه خرد تا افرادی که بنگاه های اقتصادی متوسط و بزرگ را اداره می کنند، تقویت همین روحیه است. 
2- هریک از ما همیشه باید امیدواری را در خود بهبود ببخشیم. تنها یک انسان امیدوار می تواند اطمینان داشته باشد که از آسمان برایش طلا می بارد. 
3- حتی در بحرانی ترین و نامناسب ترین وضعیت اقتصادی، کسانی که چنین طرز تفکری نسبت به زندگی داشتند، از آسمان طلا برداشت کردند. بین بازنده بودن و برنده بودن؛ حتما بهتر است برنده بودن را انتخاب کنیم. 
به راستی  برای کدام یک از ما، از آسمان خدا، ممکن است نبارد؟!





 
نظر سنجی
به نظر شما نقش هریک از ما برای بهبود کیفیت زندگی خود در کشور چقدر است؟





دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Instagram