تبلیغات
مدیریت و منابع انسانی - مطالب اقتصادی
هر روز بهتر می شویم، اگر روحیه و امید داشته باشیم. (روزنوشتهای سید محمد اعظمی نژاد)
رفتار خرید در روزهای پایان سال!
شنبه 1394/11/24 ساعت 08:28 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
 
هرچند انتشار این نوشتار در چرکنویس های آماده ارسال کمی به تعویق افتاد و حتی ممکن است ارسال آن کمی دیر شده باشد، اما شاید خواندن آن خالی از لطف نباشد. 
مشابه تمام نقاط دنیا، رفتار مصرف مردمان ما در نزدیکی عید سال نو قابل پیش بینی است! و به همان میزان رفتار فروش کسبه غیرقابل پیش بینی! 
اجازه دهید با هم مروری سریع داشته باشیم: 
صحنه اول- زمان یکی از آخر هفته های نزدیک به پایان سال (مثلا پنج شنبه یا جمعه) است. تقریبا در نزدیکی تمام مراکز خرید شناخته شده که به دلیل پایان سال حراج هماهنگ هم برگزار کرده اند، تردد خودروها به کندی صورت می گیرد، پیدا کردن محلی برای پارک خودرو اولین قسمت از داستان خرید است! لطفا" همین هفته به چهره های افراد خانواده در داخل خودروها به خوبی دقت کنید. این افراد قرار است لدت خرید سال نو را تجربه کنند!
احتمالا پس از بالاخره 30 تا 45 دقیقه براساس شانس و اقبال و امدادهای غیبی محلی برای پارک خودرو یافت می شود. 

صحنه دوم- داخل مرکز خرید ازدحام جمعیت است. در این صحنه چند گروه از افراد دیدنی هستند:
گروه اول- افرادی که با هدف مشخص و برای خرید کالای معلوم به مرکز خرید آمده اند. البته به گمان من تعداد این افراد در این زمان از خرید انگشت شمار است چرا که افراد منظم و با برنامه در اینگونه یافت می شوند. تنها دلیل حضور این گروه خرید از فروشگاه های برندی است که حراج دارند. 
گروه دوم- افرادی که از نوع کالا آگاه و در برند آن تردید دارند. شرایط برای این گروه دشوارتر است. چون باید وقت زیادی را در میان این ازدحام برای پیدا کردن کالای مورد نظر خود صرف کنند. 
گروه سوم-افرادی که فقط می دانند باید برای سال نو خرید کنند! این افراد طعمه لذیذ فروشندگان هستند! 
پی نوشت1: بی تردید تیپ شخصیتی افراد در رفتار خرید آن کاملا" موثر است. اگر بر مبنای مدل DISC صحبت شود. کار خرید برای افراد گروه I و گروه D بسیار آسان است و شاید با رفتن اولین یا دومین فروشگاه کار را تمام کنند! 
صحنه سوم- جنس فروخته شده پس گرفته نمی شود! 
به همین سادگی! کافی است در این فضای پراسترس و پرهمهمه در انتخاب خود اشتباه کنید. کار تمام است. صاحب اول و آخر آنچه خریده اید خود شما هستید! 
حتی در معتبرترین فروشگاه ها نیز در این روزها این تابلو دیده می شود. اگر باور نمی کنید همین هفته که شما نیز که مانند بخش بزرگی از جامعه رفتار می کنید به این فروشگاه ها دقت کنید!
صحنه چهارم- لذت خرید، قطعه فراموش شده خرید این روزها! برای این موضوع توضیح اضافه ای نیاز نیست. لطفا به چهره انسانهایی که در همان حوالی می بینید کمی دقت کنید(البته لطفا به آنها زل نزنید!) بعد شما نیز با نگارنده هم عقیده می شوید. 

پی نوشت2: خرید پایان سال برای بسیاری از ما به واسطه فرهنگ و سنت به جا مانده نشان از تازگی دارد. اما بی گمان با برنامه ریزی مناسب می توان آن را بهینه نمود. 
پی نوشت3:  خیلی از ما همزمان که  در این روزها خریدار هستیم، به عنوان فروشنده نیز ایفای نقش داریم. باید به اهالی کسب و کار این سفارش جدی را یادآوری کرد که: بهتر است چرخه معیوب زرنگی و رندی را متوقف کنیم. چرا که اگر هر یک از ما به عنوان فروشنده به خریداران خود بی انصافی کنیم، به زودی خود در این چرخه به عنوان خریدار ظاهر شده و مورد ظلم و بی انصافی واقع می شویم. 





خدا هنوز از ما ناامیده نشده است!
سه شنبه 1394/11/20 ساعت 12:01 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

اپیزود اول-
یک روز سرد زمستانی است. از پیاده روی تا رسیدن به مقصد-که مسیری کوتاه تا آنجا باقی مانده-صرفنظر می کنم و سوار اولین خودروی شخصی می شوم. راننده پراید با استرس تلفن همراه خود را بر می دارد و تماس می گیرد. کسی که آن سوی خط است ظاهرا صاحب یک بوتیک زنانه است. فحوای کلامش که مستمر خواهش است خرید اقساط لباس زنانه برای همسر و دخترش است که می خواهند آخر هفته به عروسی خواهر همسرش بروند. جمع کل مبلغ 500 هزار تومان و در سه قسط قصد پرداخت دارد. آن مرد دقیقا" التماس می کرد و در نهایت نیز پاسخ مثبتی از فروشنده نگرفت. اشک چشمانش در آینده راننده کاملا" دیده می شد! 

اپیزود دوم- روزنامه جام جم گزارشی تکان دهنده با عنوان«بازار سیاه شاهدان دروغ» منتشر کرده است. گزارشی از افرادی که برای فروش شرافت خود دستمزدهای از چند میلیون تا میلیارد دریافت می کنند. روزگاری دست بر قرآن نهادن کار دشواری برای بسیاری از مردمان ما بود، اما اکنون چه اتفاقی افتاده است که این کسب و کار غیررسمی پر رونق است! 
پی نوشت: ماده 650 قانون مجازات اسلامی، مجازات سه ماه و یک روز تا دو سال حبس یا یک میلیون و ۵۰۰ هزار تا ۱۲ میلیون ریال جزای نقدی را در نظر گرفته است. بنابراین به نظر می رسد این افراد ریسک قابل قبولی می کنند! 
اپیزود سوم- امروز در تهران بارید، به گمانم خدا هنوز از ما ناامیده نشده است! 

تهران-بهمن 1394
سیدمحمد اعظمی نژاد 
کانال تلگرامی مدیریت و منابع انسانی @hrjournalist
ادمین @azaminejad



برچسب‌ها: مردم , اقتصاد , زندگی ,

مسابقه عکس نوشت 1
شنبه 1394/11/3 ساعت 11:32 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

به بهترین و تاثیرگذارترین عکس نوشت ها، جایزه تعلق می گیرد. (جایزه دانشی می باشد و قرعه کشی جمعه هر هفته انجام می شود) 
مشارکت از طریق بخش دیدگاه ها در وب سایت
یا 
ارسال پیام به @azaminejad در تلگرام


برچسب‌ها: مسابقه , عکس نوشت ,

فروش عکس از یک سیب زمینی به بهای بیش از 1 میلیون دلار!
جمعه 1394/11/2 ساعت 08:08 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

این عکس از سیب زمینی را به خوبی نگاه کنید. شاید عکسی معمولی به نظر برسد اما شاید برای شما جالب باشد که این عکس به تازگی به بهای بیش از یک میلیون دلار به فروش رسیده است! 
Kevin Abosch عکاس این تصویر می گوید که به سیب زمینی ها علاقه زیادی دارد که چرا آنها مانند هر یک از مردم چهره هایی متفاوت دارند و هیچ 2 سیب زمینی شبیه به هم پیدا نمی شود! 
ایده کسب در آمد حتی می تواند از یک سیب زمینی ساده شروع شود، البته همه چیز بستگی به نگاه ما دارد. شاید چشم انداز خیلی از ما به این سیب زمینی به اندازه دورچین غذای امروز ظهر ما باشد یا اینکه از آن تصویری یک میلیون دلاری بسازیم! 
شما چطور فکر می کنید؟!


برچسب‌ها: موفقیت فردی , ثروت ,

لینک های مرتبط: منبع مرتبط ,

علم بهتر از ثروت نیست؟!
چهارشنبه 1394/09/4 ساعت 10:17 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

وقتی متن آگهی که در یکی از روزنامه ها به چاپ رسیده بود در شبکه های اجتماعی دست به دست برای به دست من رسید، بسیار شوکه شدم، به ویژه اینکه در گروهی از تلگرام آن را دریافت کردم که بیش از نیمی از اعضای آن از فرهنگیان بازنشسته و فرهیخته کشور هستند.
چند روزی بود که قصد داشتم گزارشی از بخشی دغدغه های شخصی ارائه کنم و مشاهده متن تصویر بالا انگیزه بیشتری در من برای نگاشتن این سطور ایجاد نمود: 
1-واژه #ثروت باید برای افراد یادآوری و بازتعریف شود. به گمان من مردمان ما با وجود تغییرات فرهنگی و اجتماعی طی سالیان گذشته، هنوز در تعریف سنتی #ثروت جا مانده اند. شاید یکی از جذاب تعریف های از واژه #ثروت، تعریف رابرت کیوساکی باشد:«ثروت یعنی، شما اگر کار نکنید تا کی میتونید دوام بیاورید…»
اما اگر قرار باشد کمی ایدآل گراتر به این تعریف نگاه کنیم، شاید ثروت شامل سلامتی، پول، شاد بودن، ارتباطات اجتماعی اثربخش و موفق، دانش و تجربه مناسب(که لزوما شامل مدرک دکتری و فوق لیسانس نیست!) و .... باشد. بنابراین با این تعریف می شود برداشت کرد بسیاری از ما خیلی ثروتمند نیستیم! 
2-#پول حتما" مهم است! پدربزرگ مرحوم و دوست داشتنی من همیشه به جوان ترها از ضرب المثل معروف استفاده می کرد:«گرسنگی نکشیدی که عاشقی از یادت بره!» 
بدون تردید #پول در زندگی امروز جایگاه مهمی دارد. به چشمان خود دیده ام زوج هایی که با عشق ازدواج کردند و کمتر از 2 یا 3 سال به دلیل مسایل پولی و معیشتی از هم جدا شده اند. حتما" شما نیز چنین مشاهدات تلخی داشته اید. 
3- #فرهنگ کار باید دوباره احیا شود. آن روزها که عده ای هرشب در صف می ایستادند و سکه می خریدند و با حاشیه سود باور نکردنی در بازار می فروختند، یا آنروزها که عده ای وام های کم بهره گرفتند که به جای استفاده در چرخه تولید و کارآفرینی، دلار، مسکن و خودرو خریدند، پیش بینی می شد که فرهنگ کار دچار تغییرات بنیادین شود. 
وقتی جوانانی می بینم که باور دارند که باید ره صدساله را یک شبه طی کرد، اطمینان حاصل می کنم راهی جز احیای دوباره فرهنگ کار در کشور برای بهبود اوضاع معیشتی افراد وجود ندارد. 
شاید این واژه در نوشتارهای من تکراری باشد اما به دلیل اهمیت و علاقه شخصی آن را مجددا مطرح می کنم، برای بهتر شدن وضعیت و کیفیت زندگی ما نیز مانند بسیاری از مردمان کشورهای موفق دنیا، گریزی جز #خود_حکومتی نداریم. 
4-فرهنگ #فکر_کردن باید در جامعه تقویت شود. وقتی روحیه #خود_مدیریتی در مردمان یک جامعه وجود داشته باشد، هرکس خود را ملزم به رعایت انضباط، برنامه ریزی، کنترل، تسلط بر فرایندهای زندگی و پاسخگویی به مسئولیت های خود می داند. هرفردی به طور بدیهی برای برنامه ریزی فکر می کند و این کاری است باید برای آن بخش زیادی از جامعه ما برای آن آموزش ببینند.(و البته رسانه ملی برای این کار مسئولیت سنگینی برعهده دارد. 
من اطمینان دارم آن معلم زحمتکشی که متن آگهی عذرخواهی از دانش آموزان خود منتشر کرده است، زیر فشار بار مسایل معیشتی چنین نوشتاری را منتشر کرده است و دست او و همه معلمانی که برای تربیت فرزندان این کشور از جان مایه می گذارند می بوسم. 
مسیر #توسعه، #پیشرفت و تولید #ثروت در کشور گرچه مسیر دشواری است، اما بی شک با اعتماد به نفس، آمادگی و همدلی پیمودنی است. 
سیدمحمد اعظمی نژاد
تهران- آذرماه 1394








 
نظر سنجی
به نظر شما نقش هریک از ما برای بهبود کیفیت زندگی خود در کشور چقدر است؟





دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Instagram