هر روز بهتر می شویم، اگر روحیه و امید داشته باشیم. (روزنوشتهای سید محمد اعظمی نژاد)
ایستگاه آخر-كانكس آبی-شرح یك مشاهده
سه شنبه 1396/04/27 ساعت 09:17 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( نظرات )

شنیده بودم در آن شركت، برای افرادی كه كسی آنها را نمی خواهد(یا به قول یكی از مدیرانش بر نخواستن شان دعوا است!)، در گوشه ای متروك از شركت كانكس فرسوده ای گذاشته اند و آنها باید هر روز بیایند تا عمر كاری شان(یا احتمالا عمر تقویمی شان)‌ تمام شود!‌
البته این موضوع را باور نمی كردم. براساس حس كنجكاوی و با هدف گفتگو با این افراد پس از هماهنگی های لازم به صورت سر زده وارد كانكس شدم. داخل كانكس چند صندلی پلاستیكی بسیار فرسوده(كه در حال شكستن بود)، یك خط تلفن برای تماس شهری، یك كولر مستهلك(كه می گفتند یكی دو روز است وصل شده)و چند انسان شكست خورده(یا شاید بازنده) با وضعیت روحی نامناسب و واقعا قابل مطالعه حضور داشتند. 
اغلب این افراد در شرف بازنشتگی و یا بیش از بیست سال سابقه كاری داشتند،‌ بعضی از آنها به دلیل بروز حادثه در طول دوران كاری توانایی انجام امور جاری نداشتند، شواهد نشان می داد یكی دو نفر از آنها دچار اعتیاد هستند و خلاصه اینكه به طور مشخص این افراد كسانی بودند به دلیل بی انضباطی در زندگی شخصی و كاری عاقبت ناخوشایندی در آن سازمان داشتند. 
بیش از یك ساعت با آنها گفتگو كردم،‌ با وجود اینكه كمبود زمان در آن روز،‌ احساس كردم حال خودم و آن افراد پس از این زمان بهتر است. این افراد فقط نیاز به گوش هایی برای شنیده شدن و چشمانی برای دیده شدن داشتند(چیزهایی سال ها در آن سازمان از وجودش محروم بودند) 

نكته تامل برانگیز آن است كه مدیریت آن سازمان،‌ این اقدام را یكی از موفقیت های بزرگ سازمانی خود تلقی می كند،‌ حتی حدس می زنم ممكن در اظهارنامه های جوایز تعالی خود از این رویكرد به عنوان یكی از رویكردهای قابل بهینه كاوی یاد كند!‌ اما من هنوز چشمان آن انسان ها كه نگران آینده پرابهام خود و خانواده شان از خاطرم نمی رود. هرچند كه مسئولیت و سهم زیادی از عاقبت این افراد به عهده خودشان است اما شاید یكی از مسئولیت های اجتماعی مهم آن شركت فكر كردن درباره سرنوشت این افراد پس از خروج از آن شركت است. 
پس از خروج از آن كانكس دعا كردم خدا بهترین عاقبت را برای همه ما رقم بزند و البته همه ما (به ویژه مدیران منابع انسانی)‌ در رقم زدن این عاقبت خوب سهیم هستیم. 
سیدمحمد اعظمی نژاد 
تهران-تیر 1396

شش دانگ بودن
دوشنبه 1396/04/26 ساعت 09:27 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( نظرات )

در لغتنامه علامه دهخدا «شش دانگ» به معنی «تمامگی و همگی چیزی»  آمده است.

اینكه هر كدام از ما بتوانیم در تصمیمات، فعالیت ها، اقدامات،‌ تعاملات، مذاكرات و گفتگوها،‌ ویژگی «شش دانگ» بودن را رعایت كنیم،‌ رفتاری مناسب است اما گاهی این ویژگی كاملا الزامی است!

شاید نیاز جدی به «شش دانگ بودن» در مشاغل حساسی چون خلبانی، جراحی، رانندگی، تك تیراندازی بیشتر احساس شود.

اما این ردپای اهمیت این ویژگی همه جا است. وقتی معلمی در كلاس درس برای دانش آموزان سخن می گوید باید «شش دانگ» در اختیار آنها باشد. وقتی یك فروشنده در مغازه كوچك خود پاسخگوی مشتری است نیز باید اینگونه باشد.

هر كدام از ما در هر كسوت و شغلی كه به ارائه خدمت با محصول هستیم مكلف وموطف به رعایت این ویژگی هستیم.  حضور داشتن (Presence) داشتن و «شش دانگ» بودن یك اصل مهم برای حرفه ای بودن است.

تمرین كنیم كه این خصوصیت را در خود تقویت كنیم هرچند دنیای دیجیتال و شبكه های اجتماعی مانع بزرگی بر سر راه تمركز و تمامیت است. 


 
نظر سنجی
به نظر شما نقش هریک از ما برای بهبود کیفیت زندگی خود در کشور چقدر است؟





دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Instagram