هر روز بهتر می شویم، اگر روحیه و امید داشته باشیم. (روزنوشتهای سید محمد اعظمی نژاد)
یادداشت-دو مرد...
یکشنبه 1396/01/27 ساعت 08:56 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
  • طی یکروز با دو مرد حدودا هشتاد مواجه شدم و البته این تنها وجه اشتراک آنها(سن) و ملاقات در یکروز برای من انگیزه ای شد برای نگاشتن این سطور.
    به گمان من هر دو نفر به دلیل سن تقویمی و از آن مهم تر امکان یادگیری قابل احترام هستند و البته یکی از آنها بسیار محترم تر!
    مرد اول را در دفتر کارش ملاقات کردم، یک مرد ۸۰ ساله بسیار موجه، موقر، شیک پوش که هدایت که کسب و کار بزرگ را به عهده دارد. او شبیه "بمب انرژی" است، روحیه ای فوق العاده مثبت و اثرگذار دارد اصلا شبیه به آدم های برنده است. امید به زندگی او بی نظیر است شبیه جوان های سی ساله(البته نه جوان سی ساله امروزی) صحبت می کند. بخش زیادی از حدود ۲.۵ ساعت و نیم جلسه مشترک با او و تیم کاری اش را به چشم اندازها و ایده های کم نظیر او اختصاص دارد که با انرژی مثبت کامل به حاضرین منتقل می کند. اصلا مجاورت با او حال آدم را خوب می کند.
    مرد دوم را اما فقط چند ثانیه دیدم، او در بخشی از پیاده رو در خیابان ولی عصر شمالی در یک زیر درخت ایستاده بود‌. چهره ای خسته، درمانده، تکیده و ناراحت، چهره ای شبیه بازنده ها! و با صدایی لرزان از عابرین درخواست کمک مالی می کرد. همان چند لحظه ملاقات اتفاقی با او انرژی منفی را به مخاطب منتقل می کرد. تنها با نیت امید به بهبود وضعیت کمک مالی اندکی کردم ، هرچند که این امید واهی است.اصلا مجاورت با امثال او به صلاح آدم نیست.
    1. البته قضاوت درباره مرد اول یا مرد دوم بدون در اختیار داشتن اطلاعات کامل اصلا درست نیست. لذا این نوشتار به معنای برداشت شخصی نگارنده است و نه قضاوت شخصی. 
    2. تردیدی در این نیست هر دو مرد در یک برهه زمانی از نظر اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زندگی کرده اند اما نتیجه حال حاضر تنها به گمان محصول "سبک و شیوه زندگی" آنها است. 
    مرد اول از نظر جسمانی کاملا متناسب و سالم به نظر می رسید در حالی که مرد دوم هرگز اینگونه نبود و از اضافه وزن شدید رنج می برد.
    3.روز گذشته فیلم مستندی ساخته مسعود بهنود از دوست دانشمندم جناب آقای دکتر سید کامران باقری که از ذخائر و سرمایه های انسانی کشور هستند به دستم رسید که درباره زندگی فرمانفرما است. شاه بیت آن می گوید فرمانفرما فهمیده بود که قدرت و ثروت هرگز ماندگار نیست و برای همین فرزندان خود مجبور به تحصیل دانش کرده بود و فرزندان او قبل و پس از انقلاب از افراد موفق اجتماع بودند. 
    شاید این رازی بود که مرد اول آن را درک کرده بود و مرد دوم از درک آن عاجز بود.

  • 4.زندگی یا زنده بودن، یک انتخاب و تصمیم دشوار ولی مهم است که به نظر من این دو مرد هر کدام یکی را انتخاب کرده بودند. 
    #سیدمحمداعظمی_نژاد
    فروردین ۱۳۹۶

    پی نوشت۱: این داستان واقعی است.
    پی نوشت ۲: عکس تزئینی است.
    #زندگی #یادگیری #حال_خوب #داستان #واقعی

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
vondalagard.weebly.com سه شنبه 1396/05/24 12:40 ب.ظ
Hello i am kavin, its my first occasion to commenting anywhere,
when i read this piece of writing i thought i could also create comment due to
this good article.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
نظر سنجی
به نظر شما نقش هریک از ما برای بهبود کیفیت زندگی خود در کشور چقدر است؟





دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Instagram